تا زمانی که شایستگی نیل به هدفی را نداشته باشی ، نرسیدن آزارت نخواهد داد !
آزاردهنده ترین لحظه ، زمانی ست که در نهایت شایستگی ، هدف دور از
دستانت قرار می گیرد ...

به نوبت | لوئیجی پیراندلو | ترجمه از بهمن فرزانه






طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : دوشنبه 2 تیر 1393 | 08:13 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
از “خوب” به “بد” رفتن، به اندازه لذت پریدن از یک “نهر باریک” زمان می خواهد، اما برای برگشتن به عشق و خوبی، باید از اقیانوس‌ها گذشت…

Photo: ‎از “خوب” به “بد” رفتن، به اندازه لذت پریدن از یک “نهر باریک” زمان می خواهد، اما برای برگشتن به عشق و خوبی، باید از اقیانوس‌ها گذشت…
*
رمان شبانه‌های شیلی- روبرتو بلانیو- برگردان رباب محب، انتشارات بوتیمار- موجود در کتاب فروشی های سراسر کشور‎

رمان شبانه‌های شیلی- روبرتو بلانیو- برگردان رباب محب، انتشارات بوتیمار



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : یکشنبه 10 فروردین 1393 | 06:45 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
در هنگام تنهایی و خستگی بهترین کار زندگی کردن با کتاب است.


Photo: ‎در هنگام تنهایی و خستگی بهترین کار زندگی کردن با کتاب است.

جرج اورول | روزهای برمه | پروین قاضی | نشر کتاب آفرین | کافه کتاب‎

جرج اورول | روزهای برمه | پروین قاضی | نشر کتاب آفرین



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : جمعه 8 فروردین 1393 | 12:38 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی .

اما سال ها طول میکشد تا این را بفهمی

وقتی هم که آخر سر می فهمی اش ،

دیگر خیلی دیر شده .

و هیچ چیز بدتر از

خیلی دیر نیست...

چارلز بوکفسکی | سوختن در آب ، غرق شدن در آتش | ترجمه ی پیمان خاکسار

چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی .

اما سال ها طول میکشد تا این را بفهمی

وقتی هم که آخر سر می فهمی اش ،

دیگر خیلی دیر شده .

و هیچ چیز بدتر از 

خیلی دیر نیست...

چارلز بوکفسکی | سوختن در آب ، غرق شدن در آتش |
ترجمه ی پیمان خاکسار | @[177434242324536:274:کافه کتاب]



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : چهارشنبه 6 فروردین 1393 | 10:49 ق.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
خدا مشتی خاک برگرفت. می­خواست لیلی را بسازد، از خود در او دمید. و لیلی پیش از آنکه با خبر شود، عاشق شد. سالیانی ست که لیلی عشق می­ ورزد. لیلی باید عاشق باشد. زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد، عاشق می­شود.

Photo: ‎خدا مشتی خاک برگرفت. می­خواست لیلی را بسازد، از خود در او دمید. و لیلی پیش از آنکه با خبر شود، عاشق شد. سالیانی ست که لیلی عشق می­ ورزد. لیلی باید عاشق باشد. زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد، عاشق می­شود

عرفان نظرآهاری | لیلی نام تمام دختران زمین است | انتشارات صابرین | کافه کتاب‎
عرفان نظرآهاری | لیلی نام تمام دختران زمین است | انتشارات صابرین



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : شنبه 2 فروردین 1393 | 10:41 ق.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
همیشه چهارشنبه را دوست داشته ام ...
شاید به خاطر اینکه چسبیده است به تعطیلات آخر هفته ... !
اما عجیب این است که : هر چه به سمت عصر جمعه می روم بیشتر دلم می گیرد ...
انگار لذتِ خودِ تعطیلات ، از لذتِ انتظاری که در چهارشنبه برایشان
می کشم ، کمتر است !
انگار لحظات قبل از خوشی ها از خود خوشی ها دلپذیرترند ... !




سه گزارش کوتاه درباره ی نوید و نگار | مصطفی مستور | نشر مرکز



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : جمعه 9 اسفند 1392 | 05:04 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
انسان در کلمات نیست که بیان منحصر می یابد ...
بلکه انسان ، در ناگفته هایش نهفته است که محرم ترین شخص ، شاید از ناگفته هایش او را بشناسد ...
عاطفه ی آدمی را می توان در مویرگ ِ چشمان ِ او هم بازیافت !



آن مادیان سرخ یال | محمود دولت آبادی



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : پنجشنبه 8 اسفند 1392 | 07:09 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
اول به سراغ یهودی‌ها رفتند ... من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم.
پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند ...من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم.
آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند ... من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم .
سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید ... کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .
سرانجام به سراغ من آمدند ...
هر چه فریاد زدم ، کسی نمانده بود که صدایم را بشنود تا اعتراضی کند !



مارتین نیمولر | ترجمه خسرو باقرپور



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : شنبه 21 دی 1392 | 08:31 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
کسانی که در دل تو جا دارند هرگز واقعا نمی‌میرند. حتی در دور از ذهن‌ترین اوقات می‌توانند پیش تو برگردند.


میچ آلبوم | یک روز دیگر | گیتا گرکانی



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : جمعه 20 دی 1392 | 09:47 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
دکتر گفت: نباید این قدر به گذشته فکر کنی.



نباید، نباید، بی خود نبود که کم کم داشتم به این نتیجه می رسیدم این دکترهای روان شناس یا فکر می کنند آدم هیچی نمی داند یا فکر می کنند اگر می داند خب پس باید کارهاش دست خودش باشد. مثلا اگر می دانی نباید این قدر به گذشته فکر کنی، فکر نکن دیگر، و اگر نمی دانی نباید این قدر به گذشته فکر کنی، بدان و بعد فکر نکن دیگر. به همین راحتی. یکی نیست بگوید آقا من به گذشته فکر می کنم و می دانم نباید به گذشته فکر کنم و باز هم به گذشته فکر می کنم


سارا سالار | احتمالا گم شده ام




طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392 | 08:59 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
... جیرجیرک به خرس گفت عاشقت شده ام. خرس پهلویش را خاراند و پاسخ داد از خواب که بیدار شدم درباره اش حرف می زنیم. خرس به خواب زمستانی رفت و ندانست که عمر جیرجیرک فقط سه روز است...!



برگرفته از کتاب "آویشن قشنگ نیست" | حامد اسماعیلیون
*برنده‌ جایزه هوشنگ گلشیری برای بهترین مجموعه داستان سال ۱۳۸۷



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : سه شنبه 17 دی 1392 | 10:10 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
از تو چه پنهان ، وقتی کسی دیوانه می‌شود ، حتما چیزی را فهمیده که دیگران نمی دانند ... !
زخمی کاری ... یا دردی کُشنده ... !




چهارشنبه‌ی دیوانه | الهام کاغذچی



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392 | 03:34 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
فاصله هـا هیچ وقـت دوسـت داشتـن را کمرنـگ نمی کننـد،
بلکـه دلتنگـی را بیشتـر میکنند!


Photo: ‎فاصله هـا هیچ وقـت دوسـت داشتـن را کمرنـگ نمی کننـد،
بلکـه دلتنگـی را بیشتـر میکنند!

شوهر آهو خانم | علی محمد افغانی | کافه کتاب‎

شوهر آهو خانم | علی محمد افغانی



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : شنبه 14 دی 1392 | 08:30 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
زندگی آن چه زیسته ایم نیست، بلكه همان چیزی است كه در خاطرمان مانده ...
آن گونه است كه به یادش می آوریم تا روایتش كنیم.

Photo: ‎زندگی آن چه زیسته ایم نیست، بلكه همان چیزی است كه در خاطرمان مانده ...
 آن گونه است كه به یادش می آوریم تا روایتش كنیم.


زنده ام تا روایت كنم | گابریل گارسیا ماركز | ترجمه کاوه میرعباسی |کافه کتاب‎

زنده ام تا روایت كنم | گابریل گارسیا ماركز | ترجمه کاوه میرعباسی



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : پنجشنبه 12 دی 1392 | 01:10 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
آنگاه که خسته شدی ... آنگاه که از پای در آمدی ... مهم نیست !
باز مقاومت کن! باز بجنگ و شکست بخور !
این بار، شکست بهتری خواهی خورد !


Photo: ‎آنگاه که خسته شدی ... آنگاه که از پای در آمدی ... مهم نیست !
باز مقاومت کن! باز بجنگ و شکست بخور !
 این بار، شکست بهتری خواهی خورد !

مالون می میرد | ساموئل بکت | ترجمه محمود کیانوش | کافه کتاب‎

مالون می میرد | ساموئل بکت | ترجمه محمود کیانوش



طبقه بندی: کافه کتاب،

تاریخ : شنبه 7 دی 1392 | 05:50 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic