تبلیغات
جامعه، سیاست، هویت - مطالب اندیشه سیاسی
مطابق روش‌شناسی قرائت ‌متنی، مفسر هر متن صرفاً با تمرکز بر خود متن می‌تواند معنای آن را دریابد. این روش‌شناسی مبتنی بر دو فرض اساسی است: یکی این که متن یک ابژه خودکفا بوده و دارای جهانی مستقل و خودمختار است و مفسر با تأمل در این جهان قادر است معنای متن را بدون توجه به قصد و نیت مؤلف و نیز بدون نیاز به شناخت زمینه اجتماعی_تاریخی پیدایش آن درک کند. دیگر اینکه، متون خصوصاً متون کلاسیک، متضمن سؤالات اساسی و دائمی و ایده‌های عام و فرازمانی است که بشر همواره در طول تاریخ با آنها درگیر بوده و خواهد بود. اسکینر ضمن نقد و نفی این دو فرض به نقد روش‌شناسی قرائت‌متنی می‌پردازد و ناکفایتی آن را در فهم اندیشه‌های سیاسی نمایان می‌سازد.
منابع:



طبقه بندی: اندیشه سیاسی،
برچسب ها: روش شناسی، هرمونتیک، اسکینر، اسطوره،

تاریخ : جمعه 16 خرداد 1393 | 12:19 ق.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
«اندیشه سیاسی در اسلام معاصر» عنوان کتابی است که شادروان حمید عنایت ۳۲ سال پیش تالیف کرده و هنوز از منابع مهم فهم اندیشه و عمل سیاسی در جهان اسلام است. پس از نگارش این کتاب و درگذشت مولف آن، تحولات زیادی در جهان اسلام رخ داده و نیروهای سیاسی جدیدی پدید آمده اند و کتاب های پرشماری در ایران و جهان درباره اندیشه سیاسی در اسلام نگاشته شده است؛ اما هنوز اندیشه تازه ای که در کتاب مرحوم مطرح نشده باشد مطرح نشده است. البته در این مدت بیرون از جریان اسلامگرایی، قرائت های تازه ای درباب تاریخ تمدن و فرهنگ و اندیشه اسلامی ارائه شده و لفظ «بنیادگرایی» که در اصل مبین پایبندی به اصول بنیادین بود، مفهوم تازه ای یافته و معادل افراط گرایی فرض شده است؛ اما این تحولات نیز از ارزش کتاب «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر» نکاسته است.

کتابی درباره ریشه های اندیشه سیاسی در خاورمیانه

ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفی کتاب، اندیشه سیاسی، مطالعات منطقه ای،
برچسب ها: خاورمیانه، معرفی کتاب، اندیشه سیاسی، حمید عنایت،

تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393 | 10:20 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

کتاب هرمنوتیک و سیاست (مروری بر نتایج سیاسی هرمنوتیک فلسفی هانس گئورگ گادامر) توسط مهدی رهبری با یک مقدمه، سه فصل و سخن پایانی در 280 صفحه تنظیم و از طریق نشر کویر در سال 1385 منتشر شده است.
مدعای اصلی نویسنده کتاب، این است که رویکرد هرمنوتیکی گادامر، دارای نتایج سیاسی خاص است و می‌تواند پایه‌های معرفتی قدرت سیاسی مبتنی بر کثرت را فراهم آورد. نویسنده معتقد است نظام‌های معرفتی و سیاسی گوناگون در دوران مختلف در ارتباط با یکدیگر ظهور یافته‌اند. از همان ابتدا شناخت و فهم انسانی به شکل معرفت و دانشی منسجم یا نظام شناختی خاص از طریق ارائه قواعد و روش‌هایی مشخص برای نیل به معنی و حقیقت هستی درآمد که در پیوند با سیاست، سبب شکل‌گیری نظام‌های سیاسی خاصی شد. به این ترتیب، میان معرفت و شناخت بشری با سیاست، پیوندی همبسته برقرار شد که به منظور دست‌یابی به آن چه سعادت نامیده می‌شد و با هدف تنظیم و هدایت واقعیت، اشکال نظام وار مختلفی به خود گرفت.



ادامه مطلب

طبقه بندی: روش تحقیق، معرفی کتاب، اندیشه سیاسی،
برچسب ها: هرمونتیک، سیاست، معرفی کتاب،

تاریخ : یکشنبه 13 بهمن 1392 | 07:45 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

کیهان شناسی سیاست

(پژوهشی در نسبت سنجی فلسفه نظری و فلسفه سیاسی فارابی)

کتاب " فلسفه سیاسی و مفروضات سنجش ناشده (پژوهشی در فلسفه سیاسی فارابی) "،  اثر دکتر رضا اکبری نوری با مقدمه آقای دکترحاتم قادری در روزهای اخیر وارد بازار کتاب شد. این کتاب در 325 صفحه ، در شمارگان 2000 نسخه با جلد شومیز به قیمت 180000 ریال توسط انتشارات دانشگاه آزاد تهران جنوب منتشر شده است.


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفی کتاب، اندیشه سیاسی،
برچسب ها: فلسفه، معرفی کتاب، فارابی، سیاست،

تاریخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | 02:55 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
كتاب «تحلیل سیاسی پیشرفته» یكی از آثار كلاسیك در حوزه اندیشه سیاسی قلمداد می شود كه تاكنون ویراست های متعددی از آن منتشر شده است. روزآمد كردن نظریه ها و اندیشه های سیاسی كه در كتاب شرح داده شده اند، دلیل انتشار ویراست های متعدد از این اثر است.


http://www.bekhan.com/images/books/36870L.jpg

رابرت دال، نویسنده این اثر یكی از نظریه پردازان بزرگ در عرصه اندیشه سیاسی است. تمام مفاهیم و موضوعات حوزه سیاست پیشرفته مدرن در این اثر بررسی شده اند. از دیگر ویژگی های كتاب مذكور این است كه نویسنده مفاهیم سیاسی را از شرایط ذهنی در آورده و آنها را در موقعیت عینی آن محك می زند.



طبقه بندی: معرفی کتاب، اندیشه سیاسی،
برچسب ها: رابرت دال، مفاهیم سیاسی،

تاریخ : یکشنبه 29 دی 1392 | 10:53 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

«فیلیپ ژینیو» ایران‌شناس برجسته‌فرانسوی برای علاقه‌مندان به مطالعات تاریخی و زبان‌های باستانی چهره‌ شناخته‌شده‌ای است. ژینیو سال‌هاست که به تحقیق و پژوهش پیرامون متون و کتیبه‌های ایران باستان مشغول است. «انسان و کیهان در ایران باستان» عنوان کتابی است که به‌تازگی از این نویسنده با ترجمه لیندا گودرزی در انتشارات ماهی منتشر شده است. گودرزی معتقد است که ترجمه و مطالعه‌ چنین آثاری بیش از همه برای دانشجویان و دانش‌آموختگان رشته‌ فرهنگ و زبان‌های باستانی مفید است که به این دست مباحث و مطالب علاقه‌مندند و دستی بر آتش دارند. جز آن نیز می‌توان مطالعه این کتاب را به همه‌ فارسی‌زبانان و هم‌وطنان عزیزی توصیه کرد که مایل‌اند درک روشن‌تری از انسان‌شناسی کهن ایرانیان و تصوری که انسان آن دوران از خود و وضع جسمانی و روحانی‌اش و نسبت خویش با جهان داشته است، به دست آوردند. متأسفانه بسیاری از کتاب‌هایی که در ایران درباره‌ی ایران باستان نوشته می‌شود بازاری است. شاید ترجمه‌ چنین آثاری بتواند بنیه‌ی این قبیل مطالعات را در ایران قدری قوی‌تر سازد. آنچه در ادامه می خوانید گزیده ای از گفت‌وگو با «لیندا گودرزی» مترجم کتاب «انسان و کیهان در ایران باستان» نوشته‌ فیلیپ ژینیو است که سایت شهر کتاب آن را منتشر کرده است:




ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفی کتاب، اندیشه سیاسی،

تاریخ : چهارشنبه 11 دی 1392 | 08:15 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
انتشارات روزنه اخیرا دو کتاب از مجموعه‌ی فهم فلسفه را چاپ کرده است که جلد اول آن اندیشه در روزگاران باستان و دوران یونانی مآبی نام دارد و قیمت این کتاب ۱۹۲ صفحه‌ای ۵۹۵۰ است. جلد دوم این کتاب نیز فلسفه در دوران قرون وسطی و عصر تجدد است که ۲۰۸ صفحه و ۶۵۰۰ قیمت آن است. نویسنده‌ی هر دو کتاب جون ا. پرایس و مترجم نیز رضا علیزاده است.

فهم فلسفه: نگاهی به تاریخ فلسفه

مجموعه‌ی فهم فلسفه مجموعه‌ای مختصر است که در تلاش است تا با ترسیم خطوط کلی تاریخ فلسفه برای کسانی که علاقه‌مندند تا با تاریخ فلسفه آشنا شوند منبعی مناسب باشد. نویسنده‌ی کتاب، خانم دکتر جون ا. پرایس به مدت سی و پنج سال در دوره‌ی لیسانس برای دانشجویان فلسفه تدریس کرده است. وی دکترای خود را از دانشگاه ایالتی آریزونا اخذ کرده است و استاد ممتاز فلسفه و مطالعات دینی در کالج شهر مسا واقع در آریزونا است. به دلیل دشواری و پراکندگی مباحث تاریخ فلسفه، نویسنده تصمیم گرفته است تا فیلسوفان برجسته و مهم تاریخ فلسفه را به بحث و بررسی بگذارد و تقریبا تمام ابعاد فلسفه‌ی این فلاسفه را مورد توجه قرار داده است. جلد اول کتاب به فلاسفه ییشا سقراطی، سوفسطاییان، سقراط، افلاطون، ارسطو و دوره‌ی یونانی‌مآبی اختصاص دارد.

ادامه مطلب

طبقه بندی: اندیشه سیاسی، معرفی کتاب،

تاریخ : پنجشنبه 21 آذر 1392 | 05:44 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

رامین جهانبگلو

نویسنده، پژوهشگر و مدرس فلسفه



کتاب شهریار ترجمه‌های مختلفی به فارسی دارد

برجسته ترین اثر نیکولو ماکیاولی، شهریار، در سال ۱۵۱۳، دقیقا پانصدسال پیش نگاشته شده است و از آن زمان تاکنون الهام بخش رهبران سیاسی درسرتاسر جهان بوده است.

این کتاب در سال ۱۵۵۹ در فهرست کتاب‎های ممنوعه پاپ گنجانده و نویسنده ی آن " ماکیاولیِ شیطان" نامیده شد. این خشم با گذر زمان از میان نرفته است، اما این پرسش همچنان پابرجاست: چرا امروزه زحمت خواندن ماکیاولی را به خود می دهیم؟ چرا شهریار و گفتارها را می خوانیم؟

یک پاسخ ساده این است که ماکیاولی بنیان گذار فلسفه سیاسی مدرن است. پاسخ دیگر این است که وی نخستین نظریه پرداز سیاسیِ جهانی رها شده است که در آن فرد به تنهایی، بی هیچ خدایی و فقط با انگیزه ها و اهدافی که زائیده فردیت اوست، قد علم می کند.

شاید پاسخ دوم به دغدغه های ما در دنیای امروز نزدیکتر باشد. در اندیشه ماکیاولی، آنچه بیش از هر چیز دیگر به ما مربوط می شود نه تنها دانش نوین وی از کشورداری، بلکه چیزی است که می توان آن را "ماکیاولیِ غیر ماکیاولیستی" نامید. دقیقا اینجاست که باید خوانشی غیر ماکیاولیستی از ماکیاولی آغاز شود.


ادامه مطلب

طبقه بندی: اندیشه سیاسی،

تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392 | 11:55 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

اندیشه سیاسی در ایران باستان مبانی خود را از آن آرمان­گرایی خرد مزدایی کسب می­کرد.

کتاب حاضر پنج بنیان نظری برای این اندیشه سیاسی برمی­شمرد که هر پنج بنیان در هاله­ای از آرمان اندیشی مزدایی به چشم می­آیند. در واقع آیین مزدیسنا با تدوین و تعمید بنیادهایی اساطیری و معنوی برای این مبانی، هر چه بیشتر بر تقدیس و جزمیت آنها می­افزود. این مبانی پنجگانه به تفصیل در کتاب مورد پژوهش قرار می­گیرند و عبارتند از:

- نبرد کیهانی خیر و شر به عنوان حیات انسان زدایی

- الگوی نظم آسمانی (اشه) و تلاش برای استقرار آن در زندگی اجتماعی

- آرمانشهر و تاثیر آن در کلام سیاسی مزداییان

- شاه آرمانی و شبیه ساختن آیین شهریاری به آن به عنوان عامل اجرای نیات آرمانی

- مرانب سه­گانه در هستی اجتماعی مزداییان

بنیان­های فوق اگر چه در چارچوب اندیشه سیاسی ایران باستان تدوین شدند، اما پس از اسلام، با تغییر صورت، به هستی خویش ادامه دادند، چنان که بسیاری از مسائل اساسی کلام و فلسفه سیاسی اسلام تا زمان حاضر همچون جدال فرجامین، نجات بخشی، ولایت معنوی جامعه و مدینه آرمانی، قابل جست و جو در خرد مزدایی است.




طبقه بندی: اندیشه سیاسی، معرفی کتاب،
برچسب ها: معرفی کتاب، خرد مزدایی، اندیشه،

تاریخ : جمعه 8 آذر 1392 | 12:16 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

مرکز آموزش انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌کند:

falsafe1.jpg

  • دوره کانت و نظریه اجتماعی- دکتر محمد علی مرادی، چهارشنبه‌ها ساعت 15-17، آغاز دوره از 13 آذر ماه
  • دوره هگل و نظریه اجتماعی- محمدمهدی اردبیلی،‌ چهارشنبه‌ها ساعت 13-،15 آغاز دوره از 13 آذرماه
  • دوره نیچه و نظریه اجتماعی- دکترابراهیم توفیق،‌ آغاز دوره اردیبهشت 93
  • دوره هایدگر و نظریه اجتماعی- دکتر بیژن عبدالکریمی،‌ یکشنبه‌ها ساعت 13-15، آغاز دوره از 17 آذرماه 

طول هر دوره 8 جلسه است که به صورت هر هفته یک جلسه برگزار می‌شود.

هزینه هر دوره : 70 هزار تومان

آخرین مهلت ثبت نام: 10 آذرماه 1392

محل ثبت نام:  بزرگراه جلال آل احمد، پل گیشا، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نیم طبقه اول، دفتر انجمن جامعه‌شناسی ایران. شماره تماس: 88004742




طبقه بندی: جامعه شناسی، اندیشه سیاسی،
برچسب ها: کانت، هگل، نیچه،

تاریخ : چهارشنبه 29 آبان 1392 | 09:39 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی به مناسبت پانصدمین سال تدوین کتاب شهریار نوشتۀ ماکیاولی، سوم آذر 92 همایش «شهریار و اندیشه‌های نوین سیاسی» را برگزار می کند.

مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی به مناسبت پانصدمین سال تدوین کتاب شهریار نوشتۀ ماکیاولی، همایش  «شهریار و اندیشه‌های نوین سیاسی» را برگزار می کند.

دبیر این همایش دکتر سید جواد طباطبایی است. این همایش بین المللی با همکاری سفارت ایتالیا در ایران از از ساعت 3 بعدازظهر روز یکشنبه 3 آذر ماه در تالار رسول اکرم مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.آغاز خواهد شد.

در برنامه اعلام شده،  پس از سخنرانی کاظم موسوی بجنوردی ریاست مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی درباره همایش، علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سخنران افتتاحیه مراسم خواهد بود. پس از او، لوکا جانسانتی سفیر جمهوری ایتالیا در تهران صحبت می کند. سپس دکتر سیدجواد طباطبایی تفسیر و تحلیل «در هر دولتشهری دو طبع مخالف هست» را بررسی می کند. «ماکیاولی در سیاست جهانی» نیز عنوان سخنرانی  روبرتو توسکانو است.

همچنین قرار است «اوضاع سیاسی و اجتماعی فلورانس در دورۀ ماکیاولی» توسط اسد صالحی، «سیاسی کردن» سیاست توسط محمدجواد فریدزاده، جهان پست مدرن و مفهوم دولت از دیدگاه ماکیاولی توسط ریکاردو ردائلی، «شهریار» ماکیاولی و سیاست‌نامه خواجه نظام‌الملک طوسی توسط محمد مسجدجامعی، «شهریار» ماکیاولی و شاهزادۀ ماکیاولیایی توسط میکله برونلی بررسی شود.

در پایان نیز جلسه  پرسش و پاسخ خواهد بود.

علاقمندانی که می خواهند در این همایش شرکت کنند، با شماره تلفن‌های 83-22805380 و 22297626 دبیرخانه و یا ایمیل  webmaster.cgie.org.ir  تماس بگیرند.




طبقه بندی: سیاست داخلی، اندیشه سیاسی،
برچسب ها: شهریار، اندیشه سیاسی،

تاریخ : سه شنبه 21 آبان 1392 | 04:46 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

کمیته دانشجویی انجمن علوم سیاسی برگزار می کند:


نشست علمی:

لوازم و الزامات گفت و گو

با حضور:

دکتر رضا نصیری حامد، پژوهشگر بنیاد دائره المعارف اسلامی

فاطمه دومانلو، دانشجوی دکتری دانشگاه تهران

امیر سوری، دانشجوی دکتری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

حسین دهقان فرد، پژوهشگر فلسفه


زمان: یکشنبه 12 آبان،ساعت 18-16

مکان:  خیابان انقلاب - خیابان لبافی نژاد - بین خیابان دانشگاه و فخر رازی - پلاک 1،انجمن علوم سیاسی ایران

ورود برای عموم آزاد است.



طبقه بندی: اندیشه سیاسی، انجمن علوم سیاسی ایران،
برچسب ها: کمیته دانشجویی، انجمن علوم سیاسی، نشست علمی، گفت و گو،

تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392 | 08:24 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

ضرورت پرداختن به «تفكر نقادانه» در نگاه دكتر مصطفی ملكیان

جنگل اندیشه‌ها را هرس کنیم

 

در بحث از تفكر نقادانه نخست بهتر است بدانیم كه تفكر نقادانه یا تفكر نقدی یا سنجش گرانه اندیشی به كدام یك از حوزه‌های معرفتی در علوم انسانی ربط پیدا می‌كند. آنچه ما از آن به عنوان دیسیپلین (discipline) تعبیر می‌كنیم با تمام رشته‌هایی سروكار داریم كه به سه دسته بزرگ «علمی»، «فنی» و «هنری» تقسیم می‌شوند. در برخی از این دیسیپلین‌ها نخستین كار این است كه جهان هستی را به وسیع‌ترین معنی كلمه بشناسیم و بدانیم در آن چه می‌گذرد؟ اما در برخی دیگر چنین هدفی دنبال نمی‌شود و در آن‌ها هدف این است كه در جهان هستی دگرگونی ایجاد كنیم.


ما در رشته‌های علمی، جهان را می‌شناسیم فقط برای این‌كه شناخته باشیم اما در رشته‌های فنی و هنری جهان را می‌شناسیم برای این‌كه راه دگرگون كردن آن را به دست
آوریم.
از طرفی در رشته‌های فنی و هنری هدف از دگرگون كردن جهان متفاوت است؛ به این معنا كه در رشته‌های فنی می‌خواهیم جهان را برای پدیدآوردن وسایلی كه ما را به اهدافمان می‌رسانند، دگرگون كنیم؛ و در رشته‌های هنری می‌خواهیم به زیبایی جهان بیفزاییم، یا به تعبیر بدبینانه، از زشتی جهان بكاهیم اما در نهایت، هم رشته‌های فنی، و هم رشته‌های هنری، جهان را دگرگون می‌كنند.


«دگرگون كردن» مفهومی است كه با مفهوم «عمل» یك مصداق دارند؛ دگرگون كردن یعنی دست به عمل زدن و دست به عمل زدن یعنی دگرگون كردن. محال است عملی دگرگون‌كننده نباشد و محال است دگرگون كردنی از طریق عمل نباشد. بنابراین علوم فنی و هنری در واقع علومی هستند كه غایت‌شان «عمل» است. اما علوم نظری كه دسته نخست بودند، علومی هستند كه غایت‌شان عمل نیست بلكه «صرف نظر» است.

 

ابزاری سودمند در حل مسائل یا رفع مشكلات


بر اساس قراردادی فرضی، هر سؤالی در رشته‌های علمی «مسأله ای» است كه نیاز به «راه‌حل» دارد، و هر سؤالی در رشته‌های فنی و هنری، «مشكلی» است كه «راه رفع» دارد؛ بنابراین در مجموعه دیسیپلین‌های بشری، ما به دنبال حل مسائل هستیم یا به دنبال رفع مشکلات. نخستین نكته‌ای كه درباره «تفكر نقدی» باید گفت این است كه در هر دو جا، یعنی هم در رشته‌های علمی و هم در رشته‌های فنی و هنری سودمند است. به عبارتی می‌توان گفت تفكر نقدی ابزاری است كه اگر من عالم باشم یا ناقد علم، اهل فن باشم یا ناقد فن، هنرمند باشم یا ناقد هنر، در هر سه حال این ابزار برای من نه تنها سودمند است بلكه ضرورت دارد؛ در حدی كه بدون آن، من نه عالم بزرگی خواهم بود، نه اهل فن بزرگی و نه هنرمند بزرگی!

انواع تفكر


نكته دوم این است كه با توجه به این‌كه ادبیات تفكر نقدی در كشور ما سابقه بسیار اندكی دارد، گاهی دیده شده كه برخی به گونه‌ای صحبت می‌كنند كه در گمان آنان تفكر یا صفت نقدی یك صفت ارزش داورانه برای تفكر است؛ و مانند این است كه بگوییم تفكر نقدی یعنی تفكر خوب و اگر تفكری نقدی نباشد، تفكر خوبی نیست! حتی در متون برخی از نویسندگان ما دیده شده است كه درباره كسی كه تفكر نقدی دارد می‌گویند خوب تفكر می‌كند و استاد فن تفكر است! در این شرایط طبیعی است كه اگر كسی تفكر نقدی نداشته باشد یعنی از تفكری ضعیف و بد برخوردار است و چنین تعبیری كاملاً نادرست است. تفكر انواعی دارد و یكی از انواع آن «تفكر نقدی» است. ما در واقع شش نوع تفكر می‌توانیم داشته باشیم كه یكی از آن‌ها یا با تعبیری كه توضیح خواهیم داد، حداكثر دو نوع از آن‌ها تفكر نقدی هستند.


تفكر تحقیقی
نخستین نوع تفكر كه بشر از آن برخوردار است تفكر تحقیقی است؛ تفكر تحقیقی تفكری است كه در حوزه تحقیق به كار می‌رود و تحقیق تنها در جایی درست استعمال می‌شود كه راه حل مسأله یا راه رفع مشكلی را به هیچ وجه نمی‌دانیم؛ و تحقیق ما با ندانستن صرف آغاز می‌شود.

تفكر تحقیقی درباره تفكر كسی معنا پیدا می‌كند كه فرایند تحقیق را آغاز كرده و این تعبیر متفاوت است از كسی كه آگاهی دارد كه راه حل مسأله یا راه رفع مشكلی را نمی‌داند و درصدد برآمده تا آن را بیابد.

تفكر استدلالی
تفكر نوع دوم، تفكر استدلالی است كه در آن راه حل مسأله و رفع مشكل را می‌دانیم، اما مخاطب ما آن را قبول ندارد! در این شرایط برای مخاطب با‌استدلال نشان می‌دهیم كه راه حل مسأله یا راه رفع مشكل همان است كه ما می‌گوییم. به عبارتی استدلال برای نشان دادن این است كه پاسخ ما به آن سؤالی كه مطرح شد درست است.

تفكر نقادانه
تفكر نوع سوم تفكر نقادانه یا نقدی یا سنجش گرانه اندیشی
(critical thinking) است كه در آن یك گام جلوتر می‌رویم. در این نوع تفكر، راه رفع مسأله یا راه حل مشكلی عرضه شده است، با استدلال نیز نشان داده‌ایم كه آن راه به‌طور حتم جواب سؤال است، اما مخاطب ما در استدلال، یا در یكی از مقدمات استدلال، یا در یكی از گام‌های استدلال، یا در یكی از پیش فرض‌های آن، مناقشه به پا می‌كند؛ كه در این شرایط، مناقشه‌گر(مخاطب) ما را نقد می‌كند و در مقام نقد، تفكر نقادانه خویش را به كار می‌گیرد. در این تفكر نقادانه، ما باید یك سلسله بایدها و نباید‌های روشی را
رعایت كنیم.

تفكر مدافعانه
درست عكس تفكر نقادانه، تفكر مدافعانه است. زمانی كه مخاطب تفكر ما را نقد كرد ما نیز باید دفاع كنیم و بگوییم آن گامی كه تو در آن تشكیك داشتی، تشكیك تو قابل رفع است؛ آن مقدمه‌ای كه در آن مناقشه می‌كردی، مناقشه تو قابل جواب گفتن است؛ آن پیش فرضی را كه تو قبول نداشتی اكنون به تو می‌قبولانم. در نتیجه از رأی خود دفاع می‌كنیم و تفكری داریم كه جنبه دفاعی دارد.

تفكر مذاكره‌ای
نوع پنجم تفكر، نوعی است كه تنها در علوم عملی معنا دارد؛ یعنی در رشته‌های فنی یا هنری و به ویژه فنی؛ و آن تفكر مذاكره‌ای است كه ما چگونه بتوانیم با یكدیگر مذاكره (negotiation) داشته باشیم. در علوم نظری «مذاكره كردن» به معنای «كوتاه آمدن» معنایی ندارد.
به تعبیر دیگر، مذاكره برای زمانی است كه من جواب سؤال را دارم، تو هم جواب سؤال را داری، اما جواب سؤال تو، من را متقاعد نمی‌كند و جواب سؤال من هم تو را متقاعد نمی‌كند؛ پس هیچ كدام دیگری را نمی‌توانیم از میدان بیرون كنیم؛ ولی به هر حال در مقام عمل باید كاری كرد؛ در نتیجه حد وسط را در نظر می‌گیریم و مثلاً می‌گوییم كه تا حدی من دست از دعاوی خود بر می‌دارم؛ تا حدی هم تو، و با این روش گامی رو به جلو برداشته می‌شود. این روشی است كه در عالم سیاست، تعلیم و تربیت و... بسیار كاربرد پیدا می‌كند. در سبك مذاكره تعیین شده است كه تفكر ناظر به مذاكره چه نوع تفكری است، چگونه باید صلاح اندیشی كرده و با رقبای خود مصالحه كنیم.

تفكر خلاقانه
تفكر خلاقانه یا ابداع گرانه نیز نوع ششم تفكر است كه در آن گویا ما تشبه به خدا پیدا می‌كنیم و با تفكر خود چیزی را ابداع می‌كنیم. تفاوت تفكر ابداع گرانه با پنج نوع تفكر قبلی در این است كه در این‌كه آن پنج نوع تفكر، روش‌های شناخته شده و مورد تحقیق واقع شده، دارند هیچ شكی نیست؛ اما آیا می‌توان برای تفكر خلاقانه هم روش‌هایی را پیشنهاد كرد كه اگر ما به آن‌ها التزام بورزیم و آن‌ها را گام به گام طی كنیم، خلاقیت پیدا كنیم؟
در اینجا دیگر محل اجمال نیست! اكثراً گفته شده است كه تفكر خلاقانه، تفكر خودآگاهانه‌ای نیست كه در آن بتوان به پژوهشگران، دانشجویان و مردم گفت كه اگر شما این گام‌ها را طی كنید ذهنتان خلاق می‌شود و می‌توانید نوآوری كنید. اگرچه كسانی امروزه در روانشناسی ابداع و خلاقیت گفته‌اند كه ما كم كم می‌توانیم روش‌هایی را پیشنهاد كنیم كه این روش‌ها اگر هم شرط كافی نباشند حداقل شرط لازم باشند برای این‌كه ذهن‌های ما ذهن‌های خلاقی شود.

 

نقد مهم‌تر از دفاع

در این میان دیدیم كه تفكر نقادانه، تفكر نوع سوم بود؛ اما امروزه برخی علاوه بر تفكر نقادانه، تفكر نوع چهارم را كه مدافعانه بود نیز تفكر نقادانه می‌نامند. پیش‌تر گفته شد كه ما شش نوع تفكر داریم كه تفكر نقادانه یكی از این شش نوع است یا به احتمالی دو نوع از این شش نوع را در بر دارد. بنابراین در تفكر نقادانه ما یك نوع تفكر داریم و نه دو نوع خوب و بد؛ تفكر نقادانه تنها نوع تفكر را روشن می‌كند كه این نوع تفكر هم مانند سایر تفكرها ضعیف و قوی دارد. هر موقع كسی را نقد می‌كنیم یا از رأی خود دفاع می‌كنیم، باید روش‌های توصیه شده از سوی صاحبنظران تفكر نقادانه را رعایت كنیم. حال در این قسمت البته كه نقد مهم‌تر از دفاع است. به ویژه اگر توجه كنیم به كسانی كه دم از تفكر نقادانه زده‌اند می‌بینیم كه همیشه گفته‌اند كه نخستین اصل تفكر نقادانه این است كه تو با روش تفكر نقادانه اول از همه افكار خودت را نقد كنی و سپس افكار دیگران را. اگر این را در نظر بگیریم كه من دائماً جلاد فكر خودم شوم و بخواهم از ورای ذره‌بین به خودم نگاه كنم و نقاط ضعف افكار خودم را ببینم، می‌بینیم كه یك نقد به مراتب از دفاع هم مهم‌تر است و شاید برای همین هم باشد كه گروهی دفاع و نقد را در هم ادغام كرده‌اند و نام آن را تفكر نقادانه گذاشته اند؛ چرا كه اهمیت بیشتری دارد.

 

منشأ تفكر نقادانه

نكته دیگر این است كه منشأ تفكر نقادانه یك حكم اخلاقی است ولی جایگاه آن خاص است. یعنی آنچه كه نطفه ضرورت تفكر نقادانه را منعقد می‌كند یك حكم اخلاقی است؛ و آن به شاخه‌ای از اخلاق مربوط می‌شود كه به آن «اخلاق باور» می‌گوییم. در اخلاق باور به ما گفته می‌شود كه تو باید میزان دلبستگی و پایبندی خود را به یك عقیده، با میزان قوت ادله و شواهدی كه آن عقیده را تأیید می‌كنند، متناسب كنی.
هرچه قرائن و شواهدی كه یك عقیده را تأیید می‌كنند بیشتر و قوی‌تر شدند، میزان دلبستگی و پایبندی تو هم به آن عقیده باید بیشتر شود؛ و هرچه قرائن و شواهدی كه به سود یك قضیه وجود دارند ضعیف‌تر بودند، میزان دلبستگی و پایبندی تو هم نسبت به آن عقیده باید ضعیف‌تر شود؛ و این اصل اخلاق باور است.
حال باید دید كه آیا شواهد موجود به‌طور یقین در صدق و صحت یك عقیده شهادت می‌دهند یا خیر؟ آیا واقعاً این گزاره را تأیید می‌كنند یا خیر؟ و اینجاست كه به تفكر نقدی روی می‌آوریم؛ بنابراین تفكر نقدی داشتن، علاوه بر این‌كه ما را در جهت معرفت پیش می‌برد، به ادای وظیفه اخلاقی مان نیز هدایت می‌كند. ما باید این نكته اخلاق باور را رعایت كنیم كه اخلاق باور به نفس باور كاری ندارد؛ به این‌كه چه مقدار ادله به سود این باور وجود دارند یا ندارند، كار دارد و از ما می‌خواهد كه میزان دلبستگی و پایبندی خود را با آن متناسب كنیم. از آن جایی كه ما می‌خواهیم در حوزه تفكر، فرهنگ، علم و... اخلاقی رفتار كنیم، نیاز داریم كه در حل تفكر نقادانه ماهر باشیم و به علاوه، این مهارت را در مقام عمل اعمال كنیم؛ نه این‌كه تنها قواعد آن را حفظ باشیم ولی هیچ گاه آن‌ها را به مرحله اجرا نگذاریم. در نتیجه از «اخلاق باور»، نیاز ما به دانستن و به كار بستن تفكر نقادانه منبعث می‌شود.

 

جایگاه تفكر نقادانه در میان علوم

اما حال تفكر نقادانه چه علمی است و كجای علوم قرار می‌گیرد؟ اینجاست كه از منظری می‌توان گفت تفكر نقادانه، ملتقای «منطق غیر صوری» و «معرفت شناسی» است؛ جایی كه این دو التقا و ملاقات یا به تعبیری همپوشی پیدا می‌كنند. به عبارت دیگر هر مبحثی در كتاب‌های تفكر نقدی از یك جنبه مبحثی معرفت شناسانه است و از یك جنبه مبحثی است مربوط به منطق مادی(غیر صوری). بنابراین می‌توانیم بگوییم تفكر نقادانه، زیرشاخه منطق غیر صوری است و معرفت شناسی.
اما به لحاظ دیگر می‌توان گفت كه تفكر نقدی در واقع شاخه‌ای از روش‌شناسی است كه خود روش شناسی هم شاخه‌ای از معرفت شناسی است.

 

پیش فرض‌های تفكر نقدی

نكته دیگر این است كه تفكر نقدی و هر كسی كه به این نوع از تفكر روی می‌آورد یك سلسله پیش فرض‌ها دارد كه حتی اگر یكی از این پیش فرض‌ها نباشد ضرورتی ندارد كه شما به تفكر نقدی روی آورید.

نخستین پیش فرض این است كه عموماً آرایی كه به هر كدام از ما و در طول عمرمان عرضه می‌شوند و از ما خواسته می‌شود كه به این آرا اعتقاد آوریم نه واضح الصدق هستند و نه واضح الكذب؛ از این رو برای فهم صدق یا كذب آن‌ها كندوكاو لازم است و اگر این پیش فرض نبود ضرورتی هم وجود نداشت كه ما تفكر نقادانه داشته باشیم.


پیش فرض دوم شامل این نكته می‌شود كه صدق و كذب بسیاری از گزاره‌هایی را كه به ذهن ما عرضه می‌شوند و از ما انتظار می‌رود آن‌ها را بپذیریم، تشخیص دهیم. چرا كه این تشخیص در زندگی ما فرق اساسی ایجاد می‌كند و نمی‌توانیم نسبت به صادق یا كاذب بودن آن‌ها بی‌اهمیت باشیم.


پیش فرض سوم این است كه من نوعی نمی‌توانم به صرف این‌كه گوینده یك نظر، آن را صدق یا كذب معرفی كند اعتماد كنم. چون ارتباط بین قول و ویژگی‌های شخصیتی و منشی قائل، منقطع است پس من راهی ندارم در این‌كه صدق و كذب را بفهمم و نمی‌توانم به قائلان این قول توسل بجویم؛ حال چه قائلان این قول تمام مردم روی كره زمین باشند و چه یك نفر باشد.

در پیش فرض چهارم مطرح می‌شود كه با وجود تمام این تفاسیر، من هم مانند هر انسانی اجمالاً نیروی تشخیص صدق و كذب دارم؛ چرا كه در غیر این صورت گفته می‌شد ما نه تنها نمی‌توانیم بفهمیم كه گوینده صدق و كذب سخن چه كسی بوده است، خودمان نیز نیروی تشخیص صدق و كذب را نداریم. بنابراین زمانی تفكر نقدی پا می‌گیرد كه معتقد باشم من هم می‌توانم كمابیش درباره صدق سخن گوینده تحقیق كنم و صدق سخن یا كذب سخن او را نشان دهم.


و فرض آخر هم این است كه زمانی به تفكر نقدی دست می‌زنم كه خود احساس كنم اكنون به صدق و كذب مسأله‌ای كه تو عرضه كرده‌ای نیاز دارم. (گویند كه در سقسین/ شخصی دو كمان دارد/ زان هردو یكی گم شد/ ما را چه زیان دارد؟) این فرضی است كه ما از آن تحت عنوان حكمت «به من چه» یاد می‌كنیم. باید حواسمان باشد كه شبه مسأله‌ها را مسأله نگیریم و به سراغ واقعیت‌هایی كه به ما ربط پیدا نمی‌كند، نرویم.


همه روزه ما در معرض بمباران اطلاعات قرار می‌گیریم و اگر بخواهیم زیر آوار این اطلاعات دفن نشویم چاره‌ای جز این نیست كه جنگل اندیشه‌ها را هرس كنیم. چرا كه اگر نتوانیم در این جنگل، اندیشه سالم را غرس كنیم و بنشانیم، حداقل باید بتوانیم اندیشه‌های كاذب را قطع كنیم. درباره هر نكته‌ای حداقل 150 رأی وجود دارد و ما نمی‌دانیم كدامیك از این رأی‌ها صادق است و كدام كاذب یا كاذب‌تر است.


روح ما زیر این همه آوار اطلاعاتی كه راه پس و پیش خود را در آن نمی‌شناسیم می‌میرد. تفكر نقدی حداقل می‌آید و جنگل اندیشه‌هایی را كه بر ما عرضه می‌شود و ذهن ما را به یك نوع سرگردانی می‌كشاند، هرس می‌كند.

 

در این ارتباط

تفکر نفدی(فایل صوتی + گزارش تصویری)




طبقه بندی: اندیشه سیاسی،
برچسب ها: اندیشه، تفکر نقادانه،

تاریخ : چهارشنبه 8 آبان 1392 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

در کجا ایستاده ایم ؟

تاملی در "نظریه انحطاط" و پاسخ های دکتر سید جواد طباطبایی

 

مقدمه

انجمن علمی علوم سیاسی ایران به همراه گروه روندهای فکری مرکز مطالعات خاورمیانه ، روز یکشنبه چهاردهم مهر ماه 1392، دومین نشست تخصصی از مجموعه "در کجا ایستاده ایم ؟" را برگزار کرد. روال این نشست ها بدین منوال است که اعضای گروه  روندهای فکری، آثار یکی از صاحب نظرهای شاخص ایرانی را انتخاب و به صورت تخصصی مطالعه می کنند ، سپس با دعوت  از صاحب آن نظریه، نقدها را به بحث گزارده ، و در انتها پاسخ صاحب نظر مزبور را گوش می دهند. آنچه در پی می خوانید مشروح دومین نشست مزبور است که با حضور دکتر سید جواد طباطبایی، دکتر قدیر نصری، مهدی روزخوش (دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی در دانشگاه تربیت مدرس) و سلمان صادقی زاده (عضو گروه روندهای فکری و دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی در دانشگاه تهران) برگزار گردید. این نشست در ساعت 17 به میزبانی خانه اندیشمندان علوم انسانی  آغاز و پس از سه ساعت مباحثه به پایان رسید.

 

 معنا و مقام اندیشیدن در جامعه امروز

 

]غازگر بحث این نشست دکتر قدیر نصری ، عضو هیات علمی علوم سیاسی از دانشگاه خوارزمی بود که مقدمه خود را به تعریف  اندیشیدن و اندیشه سیاسی اختصاص داد. به گفته وی اندیشیدن به هستی شناسی ( آنچه برای شناخت برگزیده ایم ) و معرفت شناسی ( حدود و صلاحیت فهم ما از آن چیز ) را نمی توان اندیشه سیاسی نامید. اندیشه سیاسی هنگامی رخ می دهد که به غایت نظم سیاسی، حدود حق حاکمیت ، موضوع حق اعتراض و به تبع آنها به مفاهیمی مانند آزادی، امنیت، رفاه و کرامت و مسئولیت  انسان پرداخته شود. بر این اساس، اندیشه سیاسی، شکل دهنده تصمیم سیاسی است و تصمیم منهای تامل فکری، مخاطره ای است بس عظیم! . به گفته دکتر نصری، تصمیم مبتنی بر اندیشه صائب می تواند حیات انسان ها را بارور کند و بالعکس، یک تصمیم سیاسی شتابزده می تواند هزاران هزار انسان را مایوس و ناامید کند. بنابراین اندیشیدن برای سیاست ورزی، اهمیتی حیاتی دارد.

نکته مهم دیگری که دکتر نصری بدان تصریح نمود این بود که "تصمیم سیاسی و کار اندیشه ای مانند کار دندانپزشکی نیست که نهایتاً دندانی یا دندان های را ترمیم می کند. این حرفه البته  در جای خود ضرورت دارد ولی به هر حال مقدمه ای است برای بهتر زیستن! پس از آنکه این مقدمات ضروری (مانند دندان سالم و ....) مهیا شدند، تازه اندیشیدن و هنر و تبحر سیاست ورزی آغاز می شود.اهمیت چنین حرفه ای و چنین دانشی وقتی خوب و عمیق  مشخص می شود که به یک نکته دیگر  توجه کنیم  و آن اینکه  انسان ها فقط یک بار متولد می شوند و عمر مانند تیری که از کمان می رود، به سرعت سپری می شود و در این فراگرد، ما حق نداریم این یگانه حق اساسی را تباه و کوتاه کنیم. تصمیم سیاسی درست و مبتنی بر اندیشیدن ، می تواند این عمر به سرعت  در حال عبور را بارور سازد و تصمیم سیاسی بیگانه از اندیشه هم می تواند این یک عمر را سیاه و تباه کند. با این وصف اندیشیدن هم ظریف است و هم حیاتی! چون با حیات انسانهای پرشماری سروکار دارد. بنابراین، علم سیاست و تصمیم سیاسی، اهمیت والایی در حیات انسان ها داشته و تاریخ و اکنون آن را  باید جدی گرفت . کوشش ، اثر و نظر دکتر سید جواد طباطبایی هم ، بر اساس چنین نگاهی و در چنین  فضایی مهم و جدی است."

دکتر نصری در انتهای سخن خود پرسشهایی را مطرح و از دکتر طباطبایی درخواست کرد توضیحی در باب آنها طرح کند . نصری ابتدا از "دلایل ارجاع مکرر و پی در پی به بعضی از منابع" ،  سوال کرد و در ادامه از طباطبایی سوال نمود که "آیا اکنون پس از قریب به نیم قرن تفحص در اندیشه سیاسی ، آیا فکر نمی کنید بعضی دیدگاههای شما اشتباه بوده و نیاز به بازنگری دارد؟!"

 

آثار و افکار سید جواد طباطبایی : روایتی و تاملی

دکتر سید جواد طباطبایی، به عنوان یکی از استادان پرکار و صاحب سبک در پرداخت فلسفی ماجراهای سیاسی ،  طی دو دهه  اخیر هزاران صفحه متن نگاشته و صاحب  "نظریه انحطاط ایرانی" است. او طی حدود ده اثر، این ایده را طرح و پیگیری کرده است که دنیای ایران زمین ، از قرن سوم و چهارم هجری به بعد، اندیشه و فلسفه سیاسی را ترک گفته  و حملات مغولان و گرایش های صوفیانه ، مجالی به بروز و ظهور اندیشه ایرانشهری نداده است. این دیدگاه سید جواد طباطبایی مورد انتقاد نویسندگان متعددی قرار گرفته است. اما، اعضای گروه روندهای فکری این مهم را به صورت تخصصی و فارغ از سوگیری های  غیر علمی مورد بحث و فحص قرار داده و به نتایج قابل توجهی رسیدند.

 

 آقای مهدی روز خوش که پایان نامه فوق لیسانس خود در دانشگاه خوارزمی تهران را با تمرکز بر آثار و افکار سید جواد طباطبایی نگاشته و کار درخشانی را به دفاع سپرده است، پس از روایت ایده مرکزی طباطبایی ، تاملات انتقادی خود بر آرای دکتر طباطبایی را چنین گزارش نمود :

 

 " نخستین سؤالی که مهم و اساسی می نماید این است اصطلاخ «اندیشه سیاسی ایرانشهری» است که به کرات در آثار دکتر طباطبایی آمده و به نظر می رسد  ایشان آن را مفروض گرفته اند در حالیکه مضمون و قراین آن روشن نیست! آنچه ما در سیاستنامه های دوره ساسانی که به دوره اسلامی منتقل می شوند می بینیم بحث درباره خصوصیات فردی شخص حاکم است نه مناسبات سیاسی به معنای دقیق کلمه، سیاست در این آثار،  تمشیت امور است و البته گاهی هم تنبیه و مجازات، همان طور که کستحضرید اندیشه سیاسی از زمانی موضوعیت پیدا می کند که بحث از رأس هرم قدرت سیاسی(قبله عالم) به ضوابط و نهادهای اعمال قدرت منتقل می شود و مسئله قانون به عنوان امری انتزاعی که از هر شخصی استقلال دارد به میان می آید. خود حضرتعالی گفته اید که شاه آرمانی در کانون اندیشه سیاسی ایرانشهری قرار داشته و دگرگونیهای سیاسی و حوادث تاریخی با توجه به تحولات شاهی آرمانی قابل توضیح بوده است . اما به اعتقاد شما ،  به دنبال یورش مغولان روایتی از تصوف عامیانه جانشین اندیشه سیاسی ایرانشهری شد و با تبدیل آن به الگو و نظام گفتاری مسلط اندیشه در ایران، همه عناصر و مفردات اندیشه ایرانی با توجه به منطق آن مورد تفسیر قرار گرفت و در نتیجه اندیشه سیاسی ایرانشهری جنبه‌های آرمانی خود را از دست داد و تبدیل به نظریه سلطنت مطلقه شد. امری که بویژه با ادغام نظریه سلطنت مطلقه در ترکیب تشیع- تصوف- سلطنت در دوره صفوی تثبیت و دریافت عرفانی اندیشه سیاسی ایرانشهری نیز یکسره در خدمت سلطنت مطلقه درآمدو نظریه سلطنت مطلقه جانشین اندیشه سیاسی ایرانشهری شد. در حالی که برخلاف نظر شما  در اندیشه ایرانشهری ، چون شاه دارای فرّه ایزدی و برگزیده خداست قانون متحرک محسوب می‌شود و از آغاز هم همین بوده بنابراین «اندیشه سیاسی» نامیدن آن به استدلال اساسی تری نیاز ندارد؟

 بحث نوزایش که شما  به اقتفای نویسندگان غربی در باره سده های 3تا6 هجری مطرح کرده اید آیا در مناسبات اجتماعی و سیاسی هم خود را نشان می دهد یا خیر؟ اگر نیست دلیل شکاف نظر و عمل چیست؟ آیا این بر نمی گردد به اینکه اساس و قوام مدینه اسلامی به خلاف polisیونانی نه به فلسفه بلکه به شریعت بوده است چنانکه فقه  در تمدن اسلامی مبنا و اساس مناسبات و تعاملات اجتماعی بوده است و به نوعی نقش «حکمت عملی» را ایفا می کرده است بنابراین چه بسا که پژوهش در فراز و فرودهای  الهیات و تفکر دینی بهتر بتواند تاریخ ایران را از منظر اندیشه توضیح دهد و مبنایی درون مان(از درون) برای «طرحی از نظریه انحطاط» قرار گیرد تا تحلیل سیر نزولی اندیشه فلسفی و سیاسی، بویژه با التفاط به این نکته که دکتر طباطبایی نتایجی را که از تحولات حوزه اندیشه می گیرد به تمدن ایرانی ـ اسلامی تعمیم میدهد البته آقای دکتر این کار را تا حدودی در آثار خود انجام داده اند و سیطره تفسیر شرعی از شریعت به عنوان یگانه درک از دیانت متعاقب حمله مغول را از دلایل انحطاط دانسته اند اما به صورت استطرادی و مجمل.

3ـ نکته سوم اینکه ، آقای دکتر در آثار خود بارها به مسئله سنت پرداخته و بویژه مسئله نقد سنت از مجرای اندیشه جدید را طرح کرده اند که ابهام زیادی دارد این با تحولی که در سنت مسیحی صورت گرفته در تعارض است چرا که در غرب تحول از درون سنت بدون هیچ طرح پیش ساخته و غایت عملی صورت گرفته است.  تامس آکوئیناس و ویلیام اکام سنت را از سکوی تجدد نقد نکرده اند اما ما با سنت مواجه ایم و چه بسا که نقد سنت الزاماً ما را به مقصد مورد نظر نرساند ، مسئله دیگر آنکه آیا این به آن معنا خواهد بود که سایر لایه های سنت(ایران باستان، اسلام و فلسفه یونان)در تجدد مستحیل خواهند شد؟

4ـ یکی ازعواملی که آقای دکتر به عنوان زمینه سازهای انحطاط نام برده اند مسئله عرفان و بی اعتنایی به دنیاست اما در تاریخ غرب پروتستانتیزم جز این نبود یعنی مروج بازگشت به زهد مسیحایی و پرهیز از آلودگی به دنیا بود اما به ضد خود تبدیل شد و منشأ تحولات اساسی در جهت بسط تجدد و بویژه مناسبات سرمایه دارانه  گشت که وبرآن را شرح داده است چرا یک اندیشه در جایی باعث انحطاط میشود و در جای دیگر باعث تحول به سوی دنیای جدید؟"

پس از مهدی روز خوش ، سلمان صادقی زاده هم با تحسین بانیان و حامیان این نشست با شکوه ، رجوع به آرای دکتر طباطبایی را قرینه ای بر موثر بودن آن لحاظ نمود و خاطر نشان ساخت که استاد طباطبایی به رغم کوشش های سترگ ، مواردی را مبهم و قابل تامل باقی نهاده است که از جمله آنها می توان به بندهای زیر اشاره نمود :

 

1.       "جناب استاد !  با توجه به اینکه اندیشه سیاسی مستقیما به چرایی و چگونگی تولید و توزیع قدرت می­پردازد و از این رو که اندیشه سیاسی و به تبع آن نظریه سیاسی مفاهیمی به ویژه انضمامی اند، آیا می­توان اندیشه­های فارابی، ابن سینا، شیخ شهاب الدین سهروردی و متفکرانی از این دست را که بن مایه اندیشه­آنها بیش و پیش از هر چیز فلسفه سیاسی و عمدتا کلامی است ، اندیشه سیاسی به شمار آورد؟  آیا ما اساسا تا این حد در تاریخ خود اندیشه سیاسی داشته ایم؟

2.      در صورت آنکه فرض را هم بر این بگیریم که اندیشه سیاسی در تارخ فکر ما جاری و ساری بوده است، آیا می­توان اندیشه سیاسی در ایران را همچون اندیشه سیاسی در غرب با تحولات کلان سیاسی و اجتماعی در پیوند دید؟ برای نمونه ما در غرب شاهد این مسئله هستیم که اندیشه سیاسی از ساحت بسیار بالایی برخوردار بوده و مبدأ و مبدع بسیاری از تغییرات است. مثلا ما جان لاک را پیامبر انقلاب انگلستان و روسو را پیامبر انقلاب فرانسه می­دانیم. در حالی که اندیشه سیاسی در ایران نه تنها تأثیر به سزایی نداشته بلکه بیشتر رویه­ای تجملی داشته است تا جایی که هرگاه سخن از مسائل مهم پیش آمده، اندیشه سیاسی دامن برچیده و محفل را به دیگران واگذار نموده یا اساسا به بیرون پرتاب شده است . از این روست که می بینیم اندیشه سیاسی نه در پیوند با عوام بلکه در پیوند با خواص رشد یافته است. اگر اینگونه باشد چطور می­شود انحطاط ایرانیان را بر بستر فکر سیاسی تحلیل کرد؟

3.      شما از رویکردی هگلی به اندیشه­های سیاسی در ایران نگریسته­اید و شاید بتوان نقطه مقابل مفهوم روح در دیالکتیک هگل را ، مفهوم اندیشه در آثار شما دانست. با این وجود در اندیشه هگل فرایند ایجابی- سلبی تز و آنتی تز و سنتز را باید در کنار سه فرایند از خودبیگانگی، خود یابی و بازگشت به خویشتن فهمید. فرایندهایی که در امتداد آنها روح خود را تولید، توجیه و تصحیح می­کند. لذا در پدیدارشناسی روح هگل آنتی تز موجودی نیست که تز را سراسر حذف نماید. به بیان دیگر رابطه میان تز و آنتی تز رابطه­ای ایجابی- سلبی است و نه سلبی صرف. یعنی آنتی تز نه با حذف تز بلکه با لقاح با آن که در یک زمان هم ایجابی است و هم سلبی موجودیتی جدید را می­سازد. اما ما می­بینیم  که در آثار شما رابطه سنت و تجدد رابطه­ای سلبی است و گویا تجدد پا بر جای خالی سنت می­گذارد و نه پا بر دوش آن. این تفاوت را چگونه توجیه می­کنید؟

4.      در آثار شما سخن از نقد و جرح سنت از سکوی تجدد رفته است که البته معقول و منطقی می­باشد. در این راستا شما تصوف و عرفان را به عنوان عوامل انحطاط در ایران برمی شمارید. اما تجربه غرب حاکی از آن است که تجدد بر خاک سنت روییده است. مثلا اگر گفته ماکس وبر را مبنی بر اینکه پروتستانیسم خالق مدرنیته بوده بپذیریم، آنگاه با توجه به پدیده پروتستانیسم به نتایج متفاوتی خواهیم رسید. این مذهب خود متشکل از چهار زیر مجموعه اصلی یعنی کالونیسم، متدیسم، باپتیسم و پیتیسم بوده است که همگی از مکاتب ریاضت کشی رو ح بوده و صبغه­ای عرفانی و متصوفانه داشته­اند. در غرب این نحله­ها نه تنها از سر راه تجدد بر نداشته شدند، بلکه خود راه عبور تجدد گردیدند. حال  چگونه می­توان با در نظر گرفتن این تجربه تجدد را بر مبنای حذف کامل سنت توجیه کرد؟

5.      شما در بخش هایی از کتاب زوال اندیشه سیاسی در ایران،  تصوف و حمله مغولان را به عنوان دلایل شامگاه اندیشه سیاسی در ایران برشمرده­اید، آیا این دلایل خود معلول مسائل اجتماعی دیگر نبوده­اند؟

6.     ما در طرح مباحث مدرنیته و تجدد بیش از آنکه از دکانستراکسیون سخنی به میان آوریم مبنای کار را بر کانستراکسیون قرار می­دهیم، حال چگونه می­توان دکانستراکسیون را که مفهومی پست مدرن است بتوان راه حلی برای ورود به تجدد برشمرد؟"

 

مشکله ی ایران

دکتر سید جواد طباطبایی در پاسخ به نقد های مطرح شده، بحث خود را با شرح "ما کجا ایستاده ایم؟" ، شروع کرد. از نگاه ایشان، "ابتدا منتسکیو بود که در مواجهه با یک ایرانی در پاریس "در کجا ایستاده ایم؟" را طرح نمود و از یک ایرانی پرسید که چگونه می توان ایرانی بود و وقتی می گوییم ایرانی هستیم، دقیقا چه منظوری داریم. طباطبایی تصریح نمود که من با موضوع ایران یا مسأله ایران کار ندارم، پروژه من مشکل یا Problem  ایران است. من قصد داشته ام یک پرسش درونی مطرح کنم و به دور از تقلید و ظاهر بینی، به تفحص در درون ایران و فکر ایرانی بپردازم.

طباطبایی در بیان نسبت خود با دستگاه هگلی تصریح داشت که اتفاقاً اندیشه من به سیاق هگل، دیالکتیکی نیست بلکه استراتژیک است و فعلاً بنا ندارم بگویم که این فکر را از چه کسی گرفته ام. شاید توجه به بحث لئو اشتراوس در مبحث هنر نویسندگی و پنهان نگاری و ذکر مطالب در بین سطور، روشنگر باشد که من چه گفته ام و چه در سر داشته ام.

به باور طباطبایی، ایران یک مشکله یا Problem  است که باید پایه آن را فهمید ما اینجا توضیح المسائل نداریم بلکه توضیح مشکل داریم. به تعبیر حافظ، که بخشی از حافظه ایرانیان در مشکل شناسی را تشکیل می دهد، مشکل ما مسأله نیست بلکه معماوار است آنجا که می گوید:

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش                       کو به تایید نظر حل معما می‌کرد

بر این اساس، ایران یک معما است و باید آن را به تایید نظر برسانیم. نباید فراموش کرد که ایران قلب فرهنگ منطقه است و این باید توضیح داده شود. بد نیست به مقام یونان در فرهنگ غرب توجه کنیم تا مقام ایران در جهان اسلام را درک کنیم. همانگونه که یونان، جهان باستان دارد و جهان جدید ندارد یعنی مجموعه ای متداوم است، ایران هم مجموعه ای تداوم یافته است و دیروز ایران همواره در امروز آن حضور دارد. این نکته را می توان در سالیان پس از ورود اسلام به ایران مشاهده نمود، آنجا که ایرانیان، داشته های دیرین خود را در درازای زمان پاس داشتند. مثلا زبان فارسی را نگهبانی کردند و عربی سخن نگفتند. این در حالی بود که مصریان به سهولت عرب شدند و ملل دیگر نیز به همین ترتیب، هویت پیشین خود را از کف دادند. به گفته  طبری در قرن سوم هجری، ایرانیان از حیث تداوم و مداومت تاریخی موقعیت ممتاز بلکه ممتاز ترین موقعیت را دارند. این مهم را گوبینوی فرانسوی هم گفته، او ایران را به یک خارا تشبیه نموده که همواره از گزند باد و طوفان و باران مصون و برجا مانده است. بنابراین، نظریه "جامعه کلنگی" که اخیراً از جانب نویسنده ای عنوان شده، قرین صحت نیست و نافی گذشته تاریخی ایران است. به خاطر همین پیشینه، اندیشه سیاسی ایرانشهری نه تنها وجود دارد بلکه بسیار هم بنیادی است، چون تداوم ایران تداوم یک اندیشه است. زبان فارسی، فقط یک زبان نیست بلکه روح و جان ملتی 2500 ساله است که ایستاده و از پس دهها حوادث، همچنان بر جا مانده است. خوب است بدین نکته توجه دهیم که ایران طی 1300 سال اخیر، حتی یک نظریه پرداز خلافت ندارد. در حالیکه در سایر نقاط جهان اسلام متفکران اخوان، سلفی ها و طالبان را می بینیم که همگی در پی احیای خلافت اند، اما ایرانیان  همواره در پی یک شاه آرمانی بوده اند که محور اندیشه ایرانشهری محسوب می شده است . به تعبیر حافظ، همه سموم آمدند و رفتند اما یاسمن بر جای خود با قیست".

طباطبایی در ادامه سخنان خود تصریح نمود که از قرن سوم و چهارم هجری ، روند زوال اندیشیدن در ایران نضج گرفت و به تدریج ضعیف تر گشت تا اینکه در دوران مشروطه کلاً خاموش شد. در این دوران دیگر از فردوسی و حافظ خبری نیست.

دکتر طباطبایی، با مقایسه اسلام و مسیحیت اظهار داشت که اسلام بر خلاف مسیحیت، دین رهبانیت و ترک دنیا نیست که در آن اصلاح دینی ضرورت داشته باشد. اسلام به پذیرش دنیا هم توجه دارد و سکولاریزاسیون یعنی قبول اینکه اسلام نسبت  به دنیا نگاه ایجابی دارد و آن را می پذیرد. اسلام دین تعادل دنیا و آخرت است، اما روشنفکران دینی این موضوع را درست متوجه نمی شوند چون سوال را درست مطرح نمی کنند. روشنفکران دینی نتوانسته اند روی تعادل دین - دنیا  در اسلام،نظریه ای تاسیس کنند، حتی غزالی هم موفق به این کار نشد و نهایتاً تعبیری آن دنیایی از اسلام عرضه نمود.

توصیه دکتر طباطبایی این بود که باید فهم فلسفی ادبیات و ادب در ایران را جدی گرفت و مانند آلمانی ها اشعار شاعران را فهم فلسفی کرد، سنت که در درون خود طرح پرسش می کند اهمیت دارد، باید از همین سنت طرح پرسش کرد و این نیازمند اندیشیدن مجدد از درون است البته این به معنای بومی سازی متعارف و کم مایه نیست. بومی کردن مشابه سنتز تومیستی است یعنی نشان دادن درونی چفت و بست ها و نسبت مفاهیم با یکدیگر. برای بومی کردن باید از درون در نظام اندیشیدن نفوذ کرد و از  کارهای سطحی گذر کرد.

دکتر طباطبایی در پایان سخن خود ضمن تاکید مجدد بر اهمیت پرسش "ما کجا ایستاده ایم ؟"،  توصیه کرد که نسل جوان باید اندیشه بخواند، متن های اصلی را خوب ببیند، از کارهای سطحی اجتناب ورزد و کلید یا گرانیگاه هر متن را کشف کند چون هر متنی یک ایده اصلی دارد و هدف خواندن، کشف آن کلید یا نکته اصلی است. باید با ذهنی پیراسته از ذهنیت ها به  سراغ آثار متفکران رفت، که البته لازمه آن آشنایی به زبان های خارجی و آموختن دو یا سه زبان – علاوه بر انگلیسی – است تا نکته اصلی هر متن که در زرورقی پیچیده شده است، فرا چنگ آید."

گفتنی است این نشست علمی پس از سه ساعت مباحثه به پایان رسید. دکتر طباطبایی به برخی پرسشها پاسخی مفصل داد. این تفصیل موجب تامل عمیق در وجوه بحث گردید. هر چند به ناچار بسیاری پرسشها را تحویل دکتر طباطبایی دادیم تا در مجالی دیگر به این ملاحظات طرح پاسخ کند.




طبقه بندی: اندیشه سیاسی، انجمن علوم سیاسی ایران،

تاریخ : جمعه 19 مهر 1392 | 07:58 ق.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
دعوت به شرکت در 

بررسی اندیشه ورزی در ایران

با حضور دکتر سید جواد طباطبایی

 

 Photo

این نشست به اهتمام کمیته دانشجویی انجمن علوم سیاسی ایران

و با همکاری گروه روندهای فکری و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می شود.


- یکشنبه 14 مهرماه ساعت 17

- خانه اندیشمندان علوم انسانی؛ خیابان استاد نجات اللهی(ویلا) نبش ورشو

 

شرکت برای عموم آزاد است




طبقه بندی: انجمن علوم سیاسی ایران، اندیشه سیاسی،
برچسب ها: اندیشه سیاسی، نشست علمی،

تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392 | 02:11 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.