تبلیغات
جامعه، سیاست، هویت - مطالب مطالعات منطقه ای

تولید

بخش تولید در عربستان به‌طورگسترده‌ای از سال 1976 فعال شده است، زمانی که دولت برای ایجاد تنوع اقتصادی، شرکت صنایع پایه عربستان سعودی (سابیک) را تأسیس کرد. هدف اولیه آن گسترش پتانسیل تولید بخش‌های اقتصادی مربوط به نفت بود. از آن زمان تاکنون تولیدات سابیک شامل فولاد نورد، پتروشیمی، کود، لوله، سیم مسی و کابل، مونتاژ کامیون، تبرید، پلاستیک، محصولات آلومینیوم، محصولات فلزی و سیمان بوده است. بر شرکت‌های کوچک شامل پخت و پز، چاپ و تولید مبلمان نیز سرمایه‌گذاری شده است.

مالی

آژانس پولی عربستان سعودی (سما) در سال 1952 به‌عنوانآژانس پولی مرکزی و متصدی امور بانکی پادشاهی تأسیس شد. این آژانس،امور بانک‌های بازرگانی و توسعه و سایر مؤسسات مالی را تنظیم می‌کند. اقدامات آن عبارت‌اند از صدور، تنظیم و تثبیت ارزش پول ملی، ریال؛ فعالیتبه‌عنوان بانکدار برای دولت؛ و مدیریت ذخایر و سرمایه‌های خارجی. این یک نهاد اسلامی و درعین‌حال غیرانتفاعی است. عرضه پول و سرعت کسب‌وکار تحت تأثیر فعالیت اقتصادی دولت قرار دارد، هرچند دولت به‌طورفزاینده‌ای گسترش بخش خصوصی را تشویق می‌کند.

تعدادی بانک تجاری در این کشور فعالیت می‌کنند که بعضی از آن‌هاسرمایه‌گذاری مشترک بین شهروندان سعودی و بانک‌های خارجی را فراهم می‌کنند. همه شرکت‌ها وبانک‌هایی که در این کشور فعالیت می‌کنند، به یک شریک سعودی نیاز دارند. مقررات بانکی به‌طورکاملاً سنتی اجرانشده است و بانک‌های خصوصی انعطاف‌پذیری و خلاقیت زیادی در تفسیر مقررات بانکی اسلامی نشان داده‌اند. علاوه بر این، علی‌رغم حضور گسترده بانک‌ها در این کشور، تعداد زیادی از شهروندان و مهاجران همچنان به مبادله با صرافان هم به دلیل راحتی آن و هم ناشناس ماندن خود مبادرت می‌کنند.

 

تجارت

صادرات عربستان تقریباًبه‌طور کامل از نفت و فرآورده‌های نفتی تشکیل شده است. عمده واردات این کشور شامل ماشین‌آلات و تجهیزات حمل‌ونقل، مواد غذایی و حیوانات و مواد شیمیایی و محصولات شیمیایی است. شرکای تجاری اصلی عربستان،ایالات‌متحده، چین و ژاپن هستند. منابع اصلی واردات نیزعبارت‌اند از ایالات‌متحده، چین، آلمان و کره جنوبی.

ادامه مطلب را در لینک زیر مطالعه کنید:

http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%ae-2/




طبقه بندی: سیاست خارجی، مطالعات منطقه ای،
برچسب ها: عربستان، اقتصاد،

تاریخ : پنجشنبه 15 شهریور 1397 | 12:59 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

درآمد

عربستان سعودی به‌عنوان زادگاه اسلام و خانه مقدس‌ترین اماکن زیارتی اسلام در مکه و مدینه، یک سلطنت مطلقه است که توسط پادشاه سلمان بن عبدالعزیز آل سعود حکومت می‌شود که بر برادر ناتنی خود در سال 2015 برتری یافت. عمده‌ترین تهدیدهای حکومت عربستانعبارت‌اند از دولت اسلامی، که بسیاری از جوانان سعودی را جذب کرده است و تنش‌هایفرقه‌ای بین مسلمانان سنی و اقلیت شیعه. همچنین، در سال 2015، شاهزاده محمد بن سلمان در یمن مداخله کرد تا به دولت این کشور در نبرد با شورشیان حوثی تحت حمایت ایران کمک کند. در اواخر سال 2017، سرکوب فساد توسط شاهزاده محمد بن سلمان، عربستان سعودی را به یک بحران سیاسی عمیق فرو برد. صادرات نفت بیش از 85 درصد درآمد دولت را تشکیل می‌دهد. همچنین، عربستان سعودی بزرگ‌ترین صادرکننده نفت و یکی از رهبران اوپک است.

اقتصاد عربستان در سال‌های دهه‌های 1970 و 1980 به‌شدت تحت تأثیر درآمدهای هنگفت از صادرات نفت بود. برخلاف بسیاری از کشورهای در حال توسعه، عربستان سعودی دارای سرمایه فراوانی بود و توانست پروژه‌هایگسترده‌ای در زمینه توسعه دنبال کند که این مهم این کشور را از یک کشور توسعه‌نیافته به یک کشور مدرن تبدیل کرد. در طی آن زمان، بیکاری در عربستان از میان رفت و تعداد زیادی کارگر خارجی به‌منظور انجام مشاغل مختلفی از طیف خدمات فرومایه گرفته تا مشاغل فنی پیچیده وارد این کشور شدند و درآمد سرانه و تولید ناخالص داخلی (GDP) عربستان در میان کشورهای غیر غربی در جهان به بالاترین میزان رسید.

ادامه مطلب را در لینک زیر مطالعه کنید:

http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%ae/




طبقه بندی: سیاست خارجی، مطالعات منطقه ای،
برچسب ها: عربستان، اقتصاد،

تاریخ : شنبه 20 مرداد 1397 | 12:54 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

گزارش انستیتوی فرانسوی روابط بین‌الملل؛

سه نسل از جهادگرایی در کردستان عراق


تصویر سه نسل از  جهادگرایی در کردستان عراق
این گزارش به دنبال توصیف و تبیین این مسأله است که تغییرات ساختاری چگونه سه نسل از جهادی‌ها را در کردستان عراق تحت تأثیر خود قرار داده‌اند: نسل جهادیِ دهة ۱۹۸۰، نسل انصارالاسلام در دهة ۲۰۰۰ و نسل کردهای دولت اسلامی یا داعش در دهة ۲۰۱۰. این تغییر و تحولات ایدئولوژیک چگونه در بین کردهای مسلمان ترویج پیدا کرده‌اند؟ چگونه از برنامه ابتدایی خود در راستای اسلام‌گرایی دست کشیدند تا به جهادگرایی برسند و از پارادایم اسلامی‌کردن جامعه از پایین به پارادایم کنترل دولت از رهگذر جهاد رسیده‌اند. تلقی حکومت اقلیم کردستان از تهدید نسل سومِ جهادی‌ها و استراتژی آن برای واکنش به این تهدید مورد بررسی قرار خواهد گرفت و نگاه موشکافانه‌تری بر نقاط ضعف حکومت کردستان عراق و وابستگی بیش از حد آن بر اتحاد با واشنگتن انداخته می‌شود.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این گزارش، از لینک دانلود زیر استفاده کنید.






طبقه بندی: مطالعات منطقه ای، روابط بین الملل، سیاست خارجی،
برچسب ها: کردستان عراق،

تاریخ : سه شنبه 12 تیر 1397 | 04:45 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

گزارش کنفرانس مؤسسه دولت‌های خلیج فارس در واشنگتن

دگردیسی عربستان سعودی

تصویر دگردیسی عربستان سعودی
عربستان سعودی، یک برنامه بلند پروازانه دگردیسی ملی را با هدف متنوع سازی اقتصاد و گریز از وابستگی به نفت، گسترش بخش خصوصی، و تحول روش حکومت آغاز نموده است. البته در این مسیر با چالش‌های دشواری مواجه است. کنفرانس مؤسسه دولت‌های خلیج فارس در واشنگتن با عنوان «دگردیسی عربستان سعودی» یک سال بعد از انتشار «چشم انداز 2030» سعودی، بر محرک‌های اصلی باز شکل دهی این کشور تمرکز نمود.

این گزارش توسط یک روزنامه نگار و مفسر در نیویورک، آقای عمر رحمان و متعاقب کنفرانس مؤسسه دولت‌های خلیج فارس در واشنگتن[1] با عنوان «دگردیسی عربستان سعودی»[2] که در ۱۰ مه ۲۰۱۷ برگزار شد، گردآوری شده است.

همزمان با پیشبرد برنامه بلند پروازانه اصلاحات عربستان سعودی با عنوان چشم انداز ۲۰۳۰، در ۱۰ مه ۲۰۱۷، مؤسسه دولت‌های خلیج فارس در واشنگتن، رهبرانی را از کشورهای خلیج فارس، اروپا و ایالات متحده برای بحث در مورد برهه تاریخی دگردیسی این کشور گرد هم آورد. با اهداف روشنی که توسط شوک ۲۰۱۴ مشخص گردید، دولت سعودی از یک سال پیش اصلاحات گسترده اقتصادی و بخش عمومی را با هدف تنوع بخشی به اقتصاد، منطقی کردن بخش عمومی، کاهش یارانه‌ها، تشویق بخش خصوصی، و نوسازی چارچوب‌های حقوقی و قانونی خود آغاز نمود. این کشور همچنین اقداماتی را در خصوص ترویج حس قوی‌تر هویت ملی سعودی بر مبنای جایگاه این کشور به عنوان مرکز جهان اسلام، پایگاه‌ها و میراث تاریخی و دینی منحصر به فرد، و دیگر انگیزه‌های اجتماعی و فرهنگی چندگانه، شروع کرده است. همه اینها با چالش‌های عظیم منطقه‌ای، رقابت راهبردی با ایران و درگیری نظامی در یمن همراه بوده که باعث فشار به منابع شده و نهایتاً فداکاری شهروندان سعودی را می‌طلبد.

در این فرایند، عربستان سعودی تنش‌های اجتماعی گریز ناپذیری به وجود آورده که مجبور است در سال‌های پیش رو آنها را هدایت نماید. دولت به وضوح در مورد بسیاری از اثرات اجتماعی و فرهنگی چشم‌انداز ۲۰۳۰ سکوت اختیار کرده و این برنامه نیز فاقد شفافیت در مورد چگونگی برخورد دولت با این موضوعات است. دولت باید به دنبال راه‌هایی برای ارتباط اثربخش با شهروندان خود و اشتغال بیشتر زنان در نیروی کار باشد، فضا را برای آزادی بیان فراهم کرده و جایگاهی را برای گفتگو با دولت و هیأت حاکمۀ فرسوده و محافظه کار تأمین نماید. نهایتاً، عربستان سعودی می‌بایست ظرفیت خود را برای درگیری با منطقه‌ای آشفته، از طریق تقویت هسته نظامی و سیاسی و همچنین توسعه و ارتقای روابط و پیمان‌های خارجی، افزایش دهد.

یافته‌های اصلی و توصیه‌ها

  • دولت سعودی باید در اجرای چشم انداز ۲۰۳۰ خود منعطف باقی بماند. اگر این دولت چنین نرمشی را نداشته باشد نمی‌تواند واکنش داخلی، منطقه‌ای و جهانی مناسبی را در مقابل چشم انداز متغیر از خود بروز دهد. موفقیت، مستلزم همکاری اثربخش، مدیریت انتظارات، و ایجاد قواعدی است که به سیاست گذاران اجازه تغییر متناسب با محیط در حالِ تغییر را بدهد.
  • عربستان سعودی باید به افزایش سطح شفافیت و گشودگی بازارهای خود ادامه داده و ظرفیت آماری خود را برای تحلیل و انتشار داده‌ها ارتقا بخشد. این امر، دولت را قادر می‌سازد پیشرفت‌ها و پسرفت‌های داخلی را شناخته و به آنها واکنش نشان دهد، سرمایه‌گذاری خارجی را ترویج نماید، و بدهی را با شرایط مطلوب افزایش دهد.
  • اقدامات ریاضتی سخت، جواب نمی‌دهند. عربستان سعودی گرفتار محدودیت‌های درآمدی ناشی از قیمت پایین نفت خام است اما کاهش مخارج دولت تنها به بخش خصوصی ضربه وارد می‌کند، در حالی که دولت در تلاش برای ترغیب رشد سریع بخش خصوصی است.
  • پویایی روابط بین دولت و بخش خصوصی را تغییر بده و زمینه ایفای نقش برابر را برای هر دوی آنها فراهم کن. گفتگو با ذینفعان اصلاح بخش خصوصی را حفظ کن تا به دریافت بازخوردهایی ادامه دهی که می‌توانند در تعدیل سیاست‌ها مورد بررسی قرار گیرند.
  • از تغییرات عمده در ظهور اتوماسیون و فناوری نوین کمال استفاده را داشته باش. به دنبال صنایع با عمر و پایایی محدود نباش؛ به آینده نگاه کن. جوانان را برای دوام در اقتصاد آینده مجهز کن.
  • در زمان ایجاد شهرک‌های صنعتی، باید در مورد غلبه بر محدودیت‌ها فکر شود. اطمینان حاصل کن که این شهرک‌ها می‌توانند مردم سعودی، و نه صرفاً نیروی کار ارزان خارجی را به کار گیرند.
  • به اصلاح حوزه‌هایی که نقش اساسی در کسری بودجه داشتند به خصوص یارانه‌ها، ادامه بده.
  • رویکردی روشن به اثرات اجتماعی و فرهنگی اصلاحات داشته باش. به جامعه مدنی برای عمل به عنوان وزنه تعادل عناصر محافظه کار در جامعه قدرت بده، به گونه‌ای که صدایی رسا و محکم داشته باشد.
  • توانمندسازی زنان و گنجاندن آنها در نیروی کار، برای موفقیت این پروژه اهمیت حیاتی دارد. فضایی را ایجاد کن تا کارگران بتوانند شکایات شغلی خود را مطرح نمایند.
  • عربستان سعودی باید به توسعه ظرفیت خود برای واکنش به چالش‌های منطقه ادامه دهد، زیرا این کشور نقش مهمی را در این منطقه ایفا می‌کند.
  • اشتیاق و انتظارات از دولت دونالد ترامپ در واشنگتن باید به دقت مدیریت گردد. گاری را بیش از حد بار نزن.
  • یک ابزار اثربخش برای واکنش به پرخاشگری و تجاوز ایران پیدا کن، در حالی که همچنین همزیستی مثبت را نیز دنبال کن.

برای مطالعه و دریافت این گزارش ترجمه‌شده، از لینک دانلود زیر استفاده کنید.



[1]. Arab Gulf States Institute in Washington

[2]. Saudi Arabia Transforming




طبقه بندی: مطالعات منطقه ای، روابط بین الملل، سیاست خارجی،
برچسب ها: عربستان،

تاریخ : شنبه 12 خرداد 1397 | 04:35 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
عربستان سعودی و ایران، دوست یا دشمن؟
نویسنده: بنفشه کینوش
مترجم: شقایق حیدری
نشر زریر
سفارش از طریق تماس با شماره 02186080445
و یا ارتباط با ادمین @afiatzarir



طبقه بندی: علوم سیاسی، مطالعات منطقه ای، معرفی کتاب، سیاست خارجی،
برچسب ها: ایران، عربستان، شقایق حیدری، خاورمیانه، بنفشه کینوش،

تاریخ : یکشنبه 5 شهریور 1396 | 07:23 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

دکتر مقصودی: تنها راه نجات خاورمیانه گفتگو، تعامل و شکل گیری اعتدال با محوریت ایران، ترکیه و عربستان است

رئیس سابق انجمن علوم سیاسی ایران در کافه خبر معضلات و مشکلات پیرامون عدم شکل گیری تفکر صلح خواهی در منطقه خاورمیانه را مورد بررسی قرار داد.
ادامه خبر در:
http://www.khabaronline.ir/detail/507522/World/diplomacy



طبقه بندی: علوم سیاسی، مطالعات منطقه ای، جامعه شناسی سیاسی، سیاست خارجی،
برچسب ها: مجتبی مقصودی، خاورمیانه،

تاریخ : چهارشنبه 21 بهمن 1394 | 09:36 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

مقصودی: ارسال کتاب‌های ایدئولوژیک به افغانستان سمی در همگرایی دو کشور است

 احمد نور: این دو ملت هم‌پیشینه و هم‌ریشه هستند

مقصودی، پژوهشگر علوم سیاسی گفت: پیشنهاد می‌کنم دولت ایران تجهیز کتابخانه دانشگاه کابل را به عهده بگیرد اما این کتاب‌ها ایدئولوژیک نباشد زیرا مانند سم در همگرایی میان دو کشور است. سفیر افغانستان نیز معتقد است: ایران و افغانستان افزون بر مشترکات فرهنگی از یگانگی نیز برخوردارند. به ویژه زمانی که به گذشته‌های دور برمی‌گردیم، می‌بینیم این دو ملت هم‌پیشینه و هم‌ریشه هستند.
***
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،نشست «افغانستان: نگاهی از درون» با سخنرانی دکتر مجتبی مقصودی(عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی) و نصیر احمد نور (سفیر افغانستان) چهارشنبه 14 مرداد در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. همچنین دکتر محمدکاظم سجادپور (رئیس انجمن علوم سیاسی) دبیری این نشست را به عهده داشت.
 
تکیه دانشجویان افغانستان بر گفته‌های سریع‌القلم

در آغاز نشست مقصودی با اشاره به محبوبیت دکتر محمود سریع‌القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی در میان دانشجویان دانشگاه‌های افغانستان گفت: در مباحث توسعه و توسعه سیاسی آثار و اندیشه‌های سریع‌القلم در میان دانشجویان این کشور طرفداران بسیاری دارد. حتی در میان دانشجویان برخی نظریه‌های وی مطرح است به‌طوری که دانشجویان در استناد به کتاب‌ها و نظریه‌های این استاد ایرانی می‌گویند: «محمود می‌گوید»
 
وی در ادامه افزود: بر دیوار یکی از مراکز آموزشی تحصیلات تکمیلی افغانستان بنری نصب بود که در آن بنر، عکس دکتر سریع‌القلم قرار داشت و 30 ویژگی انسان مدرن از دیدگاه وی به سه زبان فارسی، پشتو و انگلیسی ترجمه شده بود. دیدن این بنر مایه مباهات من ایرانی بود.  
 
مدیرمسئول «پژوهشنامه علوم سیاسی» اظهار کرد: میان دانشجویان کشور افغانستان روحیه پرسشگری وجود دارد؛ به عبارتی علاقه‌مندی جامعه و جوانان آنها در تحصیل و کسب دانش و اشتیاق به پرسشگری قابل مشاهده است.
ادامه مطلب در:
http://www.drmaghsoudi.ir/



طبقه بندی: علوم سیاسی، مطالعات منطقه ای، روابط بین الملل،
برچسب ها: ایران، افغانستان، مجتبی مقصودی،

تاریخ : جمعه 30 مرداد 1394 | 12:14 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

رو نمایی از کتاب و نمایشگاه آثار مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه افغانستان

     وزارت امور خارجه افغانستان و مرکز مطالعات استراتژیک  این وزارت خانه روز یکشنبه سوم خرداد میزبان مقامات، مسئولین، اساتید دانشگاه های داخل و خارج کشور  و اصحاب رسانه و علاقمندان برای رونمایی از کتاب "سیاست خارجی افغانستان در سپهر همکاری های منطقه ای" بودند.  این کتاب در سه بخش و 17 فصل سازماندهی شده است و در تالیف و تدوین این اثر 11 پژوهشگر زیر نظر دکتر فرامرز تمنا مشارکت داشتنه و تدوین آن یکسال به طول انجامیده است و نویسندگانی نظیر دکتر میرویس بلخی، محمد ا... افضلی، محمد داود قیومی، حسین رحیمی، سید مهدی منادی، مسعود سلطانی، احمد ظاهر نوری، سید نوراا... راغی، حسن سروش و فرشته روحانی در این فعالیت جمعی مشارکت داشتند.

    در این نشست دکتر عتیق الله عاطفمل معاون وزارت امور خارجه، دکتر فرامرز تمنا رئیس مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه افغانستان، دکتر مجتبی مقصودی از دانشگاه آزاد اسلامی از ایران و دکتر  محمد وحید بینش رئیس اسبق مرکز مطالعات راهبردی افغانستان و استاد دانشگاه خاتم‏النبیین(ص) كابل به ارائه سخنرانی پرداختند و علاوه بر حضور مسئولین ادارات مختلف وزارت خارجه، سید محمد خیرخواه والی (استاندار) سابق هرات و سفیر  این کشور در تاجیکستان در دوران حامد کرزای نیز حضور داشتند.

   در ابتدا دکتر فرامرز تمنا رئیس مرکز مطالعات استراتژیک و رییس دانشگاه افغانستان ضمن خیر مقدم به حضار و مهمانان، با ارائه گزارشی از فعالیت های این مرکز نوپا، اثر پیش رو را نگاهی بومی و از درون به سیاست خارجی افغانستان در سپهر تعاملات منطقه ای، اسلامی و بین المللی ارزیابی کرده و تلاش های یک ساله این تیم پژوهشی را علیرغم کمبود منابع تشریح نمودند و با وعده انتشار جلدهای دوم و سوم این کتاب، ساختار، محتوی، جهت گیری، اهداف و اصول راهنمای این اثر را برشمردند. رئیس دانشگاه افغانستان در ادامه با تشریح سه دهه جنگ و درگیری در افغانستان، جهت گیری علمی و راهبردی این مرکز را شروعی در راستای گسترش و تعمیق کاربردی آن در عرصه دپیلماتیک افغانستان نوین دانستند.

   سخنران بعدی دکتر عتیق الله عاطفمل معاون وزارت امور خارجه بودند. ایشان اطمینان دادند، که پس از این هر نوع کتاب که در راستای سیاست خارجی افغانستان تالیف شود، این وزارت از آن استقبال خواهد کرد و در این حوزه تنها در سال گذشته 20 کتاب در راستای سیاست خارجه افغانستان، به تالیف در آمده و این روند همچنان ادامه دارد.

    در ادامه دکتر مجتبی مقصودی با تبریک انتشار این اثر به نویسندگان و دست اندرکاران مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه افغانستان، به ویژگی های محتوایی، روشی، ساختاری و شکلی این کتاب پرداختند. اهمیت کار تیمی و جمعی، پر کردن خلاء مطالعات سیاست خارجی افغانستان، نگاه بومی و آسیب شناسانه، بهره گیری، توانمند سازی و معرفی پژوهشگران داخلی، اهمیت حوزه مطالعات منطقه ای در مطالعات سیاسی و علمی، کاربست الگوی سه ضلعی تعامل گرا با "همسایگان و منطقه"، ""کشورهای مسلمان" و "قطب های جهانی دانش، قدرت و ثروت"،  و اشاره ای به دیدگاه دوتوکویل در مورد ضرورت پیوند عرصه نظر و عمل از جمله مواردی بود که از سوی عضو هیئت موسس انجمن مطالعات صلح مورد طرح و توجه قرار گرفت.

   آخرین سخنران این نشست دکتر  محمد وحید بینش استاد دانشگاه های افغانستان بود که با برشمردن ابعاد و ویژگی هایی از این اثر، این نکته را خاطر نشان ساخت که گسترش افراطی گری و سلفی گری نباید ما را از ارزش های جهادی جامعه افغانستان دور بسازد و  این ارزش ها را باید پاس داشت.

   در حاشیه نشست و در سالن جانبی، نمایشگاهی از کتاب های منتشره از سوی مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه افغانستان برگزار گردید. برخی از آثار این نمایشگاه عبارت بودند از: "مکتب دیوبند و بنیادگرایی در افغانستان و پاکستان" اثر شهلا امان، "توسعه سیاسی در افغانستان؛ موانع و چالش ها"  نگارش دکتر محمد اکرم عارفی، "صلح در اندیشه پیامبر اکرم(ص)" تالیف عبدالرحمن سلیم، "نظامیان و سیاست در افغانستان" اثر معاذاا... دولتی، "چرا ملت ها ناکام می مانند؟" اثر دارون عجم اوغلو و جیمز.ا. رابینسون ترجمه رامین نوروزی، "عرفای افغانستان در هند" تالیف محمد اا... افضلی، "به سوی همکاری های موثر در جنوب آسیا" به ویراستاری تامیسلا  دلینیک و نشچال ان. پاندی ترجمه سید مهدی منادی، فصلنامه مطالعات استرتژیک ویژه نامه "انتخابات" و "افغانستان پس از 2014" که مورد استقبال حاضرین قرار گرفت. 



طبقه بندی: علوم سیاسی، مطالعات منطقه ای، روابط بین الملل،
برچسب ها: علوم سیاسی، همکاری منطقه ای، مجتبی مقصودی،

تاریخ : دوشنبه 4 خرداد 1394 | 09:28 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

طبق آماری که به تازگی از سوی سایت توئیتر منتشر شده، بیشترین حامیان داعش از 11 کشور دنیا مطالب شان را در حمایت از این گروه تروریستی توئیت می‌کنند. این کشورها عبارتند از: عربستان سعودی، سوریه، عراق، ایالات متحده آمریکا، مصر، کویت، ترکیه، اراضی اشغالی فلسطین، لبنان، انگلستان و تونس. 

اینفوگرافیک ذیل، تعداد کاربران توئیتر(حامی داعش) در این کشورها را نشان می‌دهد.







طبقه بندی: مطالعات منطقه ای، روابط بین الملل، سیاست خارجی،
برچسب ها: داعش، تروریسم،

تاریخ : دوشنبه 24 فروردین 1394 | 08:33 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

داده های جدید نشان می دهد که حقوق زنان در خاورمیانه و شمال افریقا در عین حال که بهبود یافته، از تنگناهای مختلفی نیز برخوردار است

نویسندگان: والریا مکوفا، فریدا اندرسون، اکسل سانداستورم و عبدالهادی علیجلا

منبع: یور میدل ایست (http://www.yourmiddleeast.com)

تاریخ: 12 مارس 2015

مترجم: شقایق حیدری

مقارن با روز جهانی زنان در سال 2015، محققان «مؤسسه تنوع دموکراسی» (V-DEM) یافته های جدیدی در مورد توسعه حقوق زنان در خاورمیانه و شمال آفریقا را به اشتراک گذاشتند. این یافته ها نشان می دهد که اگر چه حقوق زنان و توانمندسازی آنها در سراسر منطقه هنوز هم از چالش هایی برخوردار است، می توان به روندهای مثبتی در برخی کشورهای خاص اشاره کرد.

«مؤسسه تنوع دموکراسی»، دارای یک پایگاه اطلاعات منحصر به فرد است که بزرگترین تلاش در نوع خود در رابطه با اندازه گیری تقریباً 400 جنبه مختلف مرتبط با دموکراسی از سال 1900 تا به امروز برای همه کشورها در جهان است. هدف از این پروژه ارائه اقدامات متنوع تر از توسعه دموکراتیک برای دانشمندان، پزشکان و سیاستگذاران با کمک بیش از 2500 کارشناس برای ارزیابی روند خاص مرتبط با هر کشور است. در این نوشتار، چند نمودار شامل بررسی روند تاریخی حقوق زنان در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و برخی کشورهای خاص در منطقه ارائه و تجزیه و تحلیل شده است.

کشورهای شمال آفریقا همانند خاورمیانه اغلب از نابرابری جنسیتی در جنبه های مختلف رنج می برند. شاخص های جدید «مؤسسه تنوع دموکراسی» تأیید می کند که هنوز راه طولانی برای دستیابی به برابری جنسیتی در منطقه وجود دارد. با این وجود، میانگین های آمارهای منطقه ای به خوبی مسیرهای متفاوتی که هر کشور پیموده را نشان نمی دهد.

به عنوان مثال، «مؤسسه تنوع دموکراسی» در نمودار شماره (1) شاخص توانمندسازی زنان را از 0 تا 1 رده بندی کرده است (در تمامی نمودارها نمره بالاتر نشان دهنده توسعه دموکراتیک بالاتر است). در این نمودار شاخص توانمندسازی زنان بین سال های 1940-2012 با رنگ خاکستری، خط کمی ضخیم تر، نشان داده است. توانمندسازی سیاسی با شاخص هایی مانند بحث آزاد در مورد مسائل سیاسی، مشارکت در سازمان های جامعه مدنی، آزادی تشکیل جنبش ها، حق مالکیت خصوصی، دسترسی به عدالت، آزادی از کار اجباری، برخورداری از نمایندگی در صنف روزنامه نگاران، و سهم برابر در توزیع کلی قدرت اندازه گیری شده است. یافته ها نشان می دهد که توانمندسازی زنان در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در طول این دهه ها با کندی بسیار افزایش یافته و همچنان در سطح پایین است.

با این وجود، این روند کلی، میزان متفاوت اندازه شاخص ها برای هر کشور را نادیده می گیرد. همچنین، نمودار شماره (1)، حاوی شاخص هایی برای برخی کشورها در خاورمیانه و شمال آفریقا و مقایسه آنها با میانگین کلی خاورمیانه و شمال آفریقا است. در تونس از اواسط دهه 1950 شاهد پیشرفت مداومی در رابطه با این شاخص ها بوده ایم. این کشور در واقع در مقایسه با کشورهای همسایه اش، رتبه یک در منطقه را با بالاترین نمرات توانمندسازی زنان بدست آورده و از میانه مقیاس عبور کرده است. این موضوع می تواند یکی از توضیحات احتمالی پاسخ به این سؤال باشد که چرا تونس نتایج متفاوتی از بهار عربی نسبت به سایر کشورهای منطقه به دست آورد.

نمودار شماره (1): شاخص توانمندسازی زنان در خاورمیانه و شمال افریقا

femaleempowerment.jpg

توضیح: نمودار بالا شاخص توانمندسازی زنان را بین سال های 1940-2013 برای الجزایر، مصر، عراق، عربستان سعودی و تونس به تصویر کشیده است. همچنین، نشان دهنده میانگین کلی توانمندسازی زنان در کل منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا است.


ادامه مطلب

طبقه بندی: علوم سیاسی، مسائل اجتماعی، مطالعات منطقه ای، جامعه شناسی،
برچسب ها: زنان، خاورمیانه، شمال افریقا،

تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393 | 12:39 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

عربستان سعودی همانند دیگر صادرکنندگان نفت در اثر کاهش قیمت نفت پول زیادی را از دست داده است اما آیا عربستان می‌تواند در این رابطه کار خاصی انجام دهد؟ عربستان سعودی تمایل دارد که ما تصور کنیم که آنها تعمداً دست به کاهش قیمت نفت زده‌اند تا نفت شیل که نفتی گران است را از میدان به در کنند. دیگران بر این باورند که عربستان سعودی می‌تواند باکاهش عرضه خود، کاهش قیمت نفت را متوقف کرده و حتی روند آن را معکوس گرداند. بر اساس این دیدگاه عربستان با عرضه حدود 9 میلیون بشکه نفت در روز مجال فراخی برای کاهش عرضه نفت و حفظ درآمد نفت خود دارد. با همین استدلال این عده می‌گویند با افزایش قیمت نفت، عربستان با تولید کمتر نیز به همین میزان از درآمد دست خواهد یافت. پس چرا عربستان به این کار اقدام نمی‌کند؟


 دریافت متن کامل

سقوط قیمت نفت: آیا عربستان نقشی دارد؟




طبقه بندی: علوم سیاسی، مطالعات منطقه ای،
برچسب ها: عربستان، نفت،

تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393 | 11:24 ق.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

حملات جهادی باعث دیدگاه منفی جهانیان نسبت به اسلامگراها شده است.


مترجم: شقایق حیدری


(توضیح مترجم: متن حاضر صرفاً بازتاب دهنده دیدگاه تحلیلگران غربی نسبت به حملات اخیر تروریستی گروه های افراطی است و به منزله تأیید دیدگاه نویسنده نیست)

نویسنده: دانیل پایپس، 12 ژانویه 2015

منبع: نَشنال ریویو

شیوع حملات اخیر توسط مسلمانان و به نام اسلام- در کانادا، اسرائیل، نیجریه، استرالیا، پاکستان، و فرانسه- مسئله ای را مطرح کرده است: جنایتکاران اسلام گرا که مردم بی گناه را به قتل می رسانند، با اتومبیل از روی مردم رد می شوند، مسافران غیر مسلمان وسایل نقلیه را می کشند، مردمی که در کافه نشسته اند را گروگان می گیرند، فرزندان ارتشی ها و کاریکاتوریست ها را قتل عام می کنند، چگونه به هدف خود در راستای به کارگیری قوانین اسلامی و ایجاد یک خلافت می رسند؟

به طور منطقی، خشونت آنها تنها در صورتی با موفقیت همراه است که دشمنان آنها را بترساند و آنها را وادار کند که به خواسته های اسلام گرایان تن دردهند: بنابراین، ارعاب، جوهر تروریسم است. گاهی اوقات، تروریسم اسلامی به این هدف می رسد. به عنوان مثال، تعداد قابل توجهی از هنرمندان، برای اینکه در دردسر نیفتند، در مورد اسلام چیزی نمی گویند؛ و واکنش غیرقاطعانه دولت به بمب گذاری های سال 2004 در قطارهای مادرید به حزب مخالف کمک کرد تا برنده انتخابات شود، متعاقب آن، نیروهای اسپانیایی از عراق عقب نشینی کردند.

با این وجود، به عنوان یک قاعده، تروریسم منجر به ارعاب نمی شود، بلکه منجر به خشم و خصومت می شود. این نوع تروریسم به جای اینکه روحیه مردم را تضعیف کند، آگاهی آنها را افزایش می دهد و باعث نفرت نسبت به عاملان اسلام گرای این حملات در میان مسلمانان و غیر مسلمانان، به طور یکسان، می شود. بنابراین، اَعمال خشونت آمیز به جای پیشبرد اسلام، به آن آسیب می رساند. برخی از نمونه های برجسته آن عبارتند از:

-       حادثه 11 سپتامبر اسلام گراها را از سایه بیرون آورد، و باعث بوجود آمدن ائتلاف «جنگ با ترور» به رهبری آمریکا و افزایش احساسات ضد اسلامی شد؛

-       قتل عام دانش آموزان در بسلان در سال 2014، نگرش روس ها را نسبت به مسلمانان منفی کرد و به ولادیمیر پوتین کمک کرد که قدرت خود را تحکیم کند؛

-       بمب گذاری در محل برگزاری ماراتن بوستون در سال 2013، یک منطقه بزرگ شهری را تحت تأثیر قرار داد، و میلیون ها نفر مستقیماً طعم ظلم و ستم اسلامی را چشیدند؛

-       کشتار دوازده نفر در روز چهارشنبه در پاریس جنبه ای از مقاومت دفاعی اسلام گرایان را به نمایش گذاشت که هرگز پیش از این دیده نشده بود. به احتمال زیاد در آینده نزدیک شمار قابل توجهی از رأی دهندگان فرانسوی خواهان اقدامات مؤثرتری بر علیه اسلام گرایان افراطی خواهند شد.

البته، اقدامات تروریستی همیشه با این اثرات معکوس مواجه نیست. یکی از نمونه های فراوان آن را در اینجا ذکر می کنیم، زمانی که یک مسلمان مصری دو مسیحی قبطی را در نیوجرسی در سال 2013 سر برید، توجه کمی را به خود جلب کرد و تعداد کمی خشمگین شدند. چراکه پلیس، سیاستمداران، مطبوعات، و اساتید، تمایلی نداشتند که حملات جهادی به این سبک به اطلاع عموم مردم برسد، بنابراین از افزایش احساسات ضد اسلامی اجتناب کردند. (متأسفانه، کسانی که وظیفه محافظت از مردم را داشتند، سعی کردند حقیقت را پنهان کنند).

اما، اگر خشونت زیاد تأثیر معکوس دارد، چرا اسلام گرایان بر رفتار شکست خورده خود اصرار دارند؟ پاسخ این است: خشم، به دلیل طبیعت خشونت آمیز.

خشم: اسلام گراها، به ویژه آنهایی که افراطی تر هستند، از خود تلخی، قساوت، خشم، و حسادت بروز می دهند. آنها دوره قرون وسطی را به یاد می آورند، زمانی که مسلمانان ثروتمندترین، پیشرفته ترین و قدرتمند ترین مردم دنیا بودند، و زوال قدرت مسلمانان را درنتیجه دورویی و خیانت غرب می دانند. آنها معتقدند که مسلمانان تنها با بازگرداندن صلیبیون و صهیونیست ها به عقب می توانند به جایگاه راستین خود و افتخار و قدرت گذشته بازگردند. ابراز خشم منجر به کوته بینی، ناتوانی در برنامه ریزی، عدم وجود تفکر استراتژیک، و تحرکات بزرگنمایانه می شود.

طبیعت خشونت گرا: اسلام گرایان خشونت خود را به نام اراده خداوند توجیه می کنند. اسلام گرایان می خواهند دل دشمنان خود را مملو از ترس کنند تا آنها را به اسم خواست اسلام به زانو دربیاورند، آنها خواستار پیروزی و برتری نهایی اسلام بر سایر ادیان هستند و غیرمسلمانان را فاقد نور ایمان می دانند. بمب گذاری های انتحاری، سر بریدن، قتل هایی به سبک جنایتکاران حرفه ای، و دیگر اَعمال خشونت آمیز آنها حاکی از ابراز تمایل عمیق آنها برای انتقام است.

بنابراین، در دراز مدت، این اَعمال خشونت آمیز آسیب بسیار زیادی به اسلام زده است. به اطراف نگاه کنید، قربانیان خشونت- 10000 کشته در 2800 حمله تنها در سال 2013- ناخواسته جان خود را در جنگ های وحشتناکی از دست داده اند. ترورهای هدفمند، همانند ماجرای روزنامه نگاران فرانسوی، تأثیر ژرفی بر افکار عمومی دارد.

در مجموع، افراط گرایی و اشتباهات استراتژیک از نشانه های مبارزه اسلام گراها است. برنامه های فاجعه آمیز اسلام گراها با اشتباهات تاکتیکی آنها توأمان است. و به این ترتیب، نتیجه گیری من این است که سرنوشت آنها همانند فاشیسم و کمونیسم است که به زباله دان تاریخ سپرده شدند. همانند دو ایده تمامیت خواهانه دیگر، اسلام گرایی قبل از شکست نهایی، کشتارهای وحشتناکی به جای می گذارد. این جنگ طولانی و دردناک خواهد بود؛ اما در پایان، دوباره، نیروهای متمدن بر افرادی که می خواهند بربریت را رواج دهند، پیروز خواهند شد.

گسترش تروریسم به نام اسلام، در واقع، مرتکبان به آن را به سقوطی که سزاوار آن هستند نزدیک می کند.




طبقه بندی: مطالعات منطقه ای،
برچسب ها: تروریسم، داعش،

تاریخ : یکشنبه 12 بهمن 1393 | 09:51 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

نگرش سنجی افکار عمومی امریکا نسبت به داعش و سوریه


مترجم: شقایق حیدری

منبع: http://www.brookings.edu/research/reports/2015/01/08-american-opinion-poll-isis-syria-telhami

(برای دریافت نمودارها به آدرس بالا مراجعه کنید)


اطلاعات کلی:

این تحقیق توسط «کرسی انور سادات برای صلح و توسعه در دانشگاه مریلند» انجام شده و در «مرکز سیاست خاورمیانه اندیشکده بروکینگز»، در 8 ژانویه 2015، ارائه شده است.

محقق اصلی: شبلی تلهامی

این نظرسنجی به صورت اینترنتی، از میان نمونه 1008 نفری از شهروندان امریکا، در تاریخ 19-14 نوامبر 2014 انجام شده است.

یافته های تحقیق:

رتبه بندی تهدید داعش

بر اساس این نظرسنجی 70 درصد از مردم آمریکا بر این باورند که گروه تروریستی داعش خطرناک ترین تهدید برای منافع آمریکا در خاورمیانه محسوب می شود؛ در حالیکه 13 درصد معتقدند خشونت میان اسرائیل و فلسطینیان بزرگترین تهدید علیه منافع آمریکا در منطقه است. در این نظرسنجی همچنین 12 درصد از پاسخ دهندگان رفتار ایران در منطقه را به عنوان بزرگ ترین خطر برای آمریکا معرفی می کنند و 3 درصد نیز لیبی را مهمترین تهدید امریکا می دانند.

همچنین، 70 درصد از دموکرات ها و 72 درصد از جمهوری خواهان گروه تروریستی داعش را خطرناک ترین تهدید برای منافع آمریکا در خاورمیانه می دانند. 67 درصد از افرادی که تعلق به این دو حزب ندارند و مستقل محسوب می شوند نیز چنین اعتقادی دارند.

 

میزان حمایت از نیروهای زمینی اعزامی برای مبارزه با داعش

این نظرسنجی نشان می دهد تنها 41 درصد از پاسخ دهندگان بر این عقیده هستند که در صورتی که حملات هوایی آمریکا برای متوقف کردن پیشروی داعش کافی نباشد، این کشور باید نیروی زمینی خود را به منطقه اعزام کند. با این وجود، اختلاف نظرهایی میان طرفداران احزاب مختلف سیاسی در آمریکا در زمینه اعزام نیروی زمینی این کشور به منطقه وجود دارد. 53 درصد از جمهوریخواهان از اعزام نیروی زمینی امریکا به خاورمیانه حمایت می کنند و در مقابل تنها 36 درصد از دموکرات ها و 31 درصد از طرفداران احزاب مستقل آمریکا از چنین اقدامی حمایت می کنند.

چه دلیلی استفاده از نیروهای زمینی را توجیه می کند؟

در این نظرسنجی از میان آن دسته از آمریکایی هایی که با استفاده احتمالی آمریکا از نیروهای زمینی موافق بودند، 43 درصد موضع خود را این گونه توجیه کردند که داعش با القاعده مرتبط است. 16 درصد معتقدند که داعش یک تهدید جدی برای منافع حیاتی امریکاست. همچنین، توجیه 33 درصد از افرادی که در این نظرسنجی شرکت کردند، و معتقد به استفاده از نیروی زمینی برای مبارزه با داعش هستند، این است که داعش گروهی بی رحم و غیرقابل تحمل است. هفت درصد نیز بر این باورند که داعش متحدان آمریکا در منطقه را تهدید می کند و بنابراین لازم است با این گروه مبارزه کرد.

 

میزان دخالت امریکا در مبارزه با داعش و تردید افکار عمومی

در نظر سنجی به عمل آمده، 57 درصد از آمریکایی ها (شامل 67 درصد از جمهوری خواهان و تقریباً نیمی از دموکرات ها و طرفداران احزاب مستقل) خواستار دخالت آمریکا در اندازه لازم برای مقابله با داعش شده اند و در مقابل 39 درصد نظرشان این است که آمریکا نباید مداخله کند و باید خارج از نزاع باقی بماند.

علت تردید افکار عمومی: استفاده از زور نمی تواند تضمین کند که داعش باز نمی گردد

این نظر سنجی همچنین نشان داد که 22 درصد از پاسخ دهندگان بر این باورند که بعید است آمریکا بتواند داعش را شکست دهد و 56 درصد اعلام کردند که حتی اگر این گروه تروریستی شکست بخورد، دوباره خود را بازسازی خواهد کرد. بر اساس نظرسنجی اندیشکده بروکینگز تنها 20 درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی بر این باورند که آمریکا می تواند برای همیشه داعش را شکست دهد.

ارزیابی پشتیبانی از داعش

همچنین، 14 درصد از آمریکایی ها بر این باورند که مسلمانان سراسر جهان از داعش حمایت می کنند؛ در حالی که 40 درصد مخالف چنین باوری هستند و 44 درصد بر این عقیده اند که دیدگاه مسلمانان درباره داعش دیدگاهی متعادل است. با این وجود، تفاوت های اساسی میان احزاب در این رابطه وجود دارد: 22 درصد از جمهوری خواهان بر این باورند که اکثریت مسلمانان از داعش حمایت می کنند؛ در حالی که تنها 6 درصد از دموکرات ها و 13 درصد از احزاب مستقل چنین دیدگاهی دارند.

همچنین، تعداد آمریکایی هایی که نگران پیوستن تعداد قابل توجهی از آمریکایی ها به داعش و انجام حملات در خاک ایالات متحده هستند با کسانی که نگران این موضوع نیستند، مساوی است. دموکرات ها و مستقل ها تا حدودی کمتر از جمهوریخواهان نگران هستند. در واقع، 18 درصد از پاسخگویان اصلاً نگران این موضوع نیستند. 42 درصد خیلی نگران نیستند و 32 درصد تاحدودی نگرانند. در همین حال، هشت درصد از آمریکایی ها بر این باورند که شمار قابل توجهی از اتباع آمریکا به داعش در خاورمیانه ملحق خواهند شد و تعداد زیادی نیز اعلام کردند آنها نگرانند که این افراد پس از بازگشت به کشور، حملاتی را در خاک آمریکا انجام خواهند داد.

البته، امریکایی ها کمتر نگران حمایت شهروندان امریکایی از داعش نسبت به القاعده هستند: 56 درصد می گویند که این نگرانی در مورد القاعده و داعش یکسان است؛ 25 درصد می گویند که حمایت آمریکایی ها از داعش کمتر از القاعده است، و 17 درصد فکر می کنند که این امر می تواند برای داعش بیشتر از القاعده باشد.

سوریه و داعش

دو سوم از آمریکایی ها معتقدند که مخالفان سوریه بسیار ضعیف هستند و قادر به ایستادگی در برابر رژیم بشار اسد و داعش، حتی باوجود اختصاص امکانات و منابع بیشتری به آنها نیستند. تنها 30 درصد از آمریکایی ها معتقدند در صورتی که واشنگتن هزینه های کافی را برای آموزش و مسلح کردن مخالفان میانه رو دولت سوریه اختصاص بدهد، می تواند هم داعش و هم رژیم بشار اسد، رئیس جمهور سوریه را شکست بدهد در حالی که 65 درصد بر این باورند که مخالفان دولت اسد بسیار ضعیف شده اند و شکاف میان آنها نیز بیشتر شده است و حتی اگر آمریکا از آنها نیز حمایت کند، این گروه ها نمی توانند چالشی را که با آن مواجه هستند، از میان بردارند. تقریباً 69 درصد از جمهوری خواهان و 62 درصد از حزب دموکرات و احزاب مستقل این دیدگاه را دارند.

 

آمریکایی ها احساسات دوگانه ای در مورد برخورد با اسد دارند. از یک طرف، 70 درصد بر این باورند که بشار اسد نیز به بدی داعش است و جنگ داخلی سوریه نیز با وجود او حل نخواهد شد. از سوی دیگر، 60 درصد نیز متقاعد شده اند که آمریکا نباید با ارتش سوریه بجنگد و در عوض باید به نیروهای رژیم سوریه اجازه دهد تا با داعش بجنگند.

با وجود ابراز احساسات شدید بر ضد اسد، آمریکایی ها به شدت مخالف انجام عملیات نظامی آمریکا علیه ارتش اسد در سوریه هستند، حدود 60 درصد مخالف این جنگ و تنها حدود 36 درصد از مداخله نظامی آمریکا در سوریه حمایت می کنند. نظر احزاب مختلف در این رابطه یکسان است.

موضوعات مرتبط

در این نظرسنجی همچنین در زمینه دیدگاه آمریکایی ها درباره داعش و ارتباط آن با کشمکش اسرائیل و فلسطینیان سؤال شد و 64 درصد از پاسخ دهندگان معتقدند بودند که تشدید درگیری اسرائیل و فلسطین به احتمال زیاد باعث شده که داعش حمایت بیشتری کسب کند و با اسرائیل و ایالات متحده تقابل کند. 30 درصد از آمریکایی ها نیز معتقدند که حمایت از داعش متأثر از این کشمکش نیست در حالی که حدود ده درصد از جمهوری خواهان در مقایسه با دموکرات ها تمایل بیشتری داشتند که این دو مقوله را به هم مرتبط بدانند (60 درصد از دموکرات ها و مستقل ها و 71 درصد از جمهوری خواهان چنین دیدگاهی دارند).

در این نظرسنجی 73 درصد از آمریکایی هایی که گفتند مایلند واشنگتن در سیاست خارجی خود نسبت به درگیری اسرائیل و فلسطین، به اسرائیل متمایل باشد، معتقد بودند میان این دو مسئله (داعش و درگیری فلسطین و اسرائیل) ارتباط وجود دارد. همچنین، 61 درصد از آمریکایی هایی که گفتند واشنگتن نباید در سیاست خارجی خود نسبت به درگیری اسرائیل و فلسطین، به هیچ طرفی متمایل باشد، معتقد بودند میان این دو مسئله (داعش و درگیری فلسطین و اسرائیل) ارتباط وجود دارد.

همچنین، 24 درصد از کسانی که تمایل داشتند ایالات متحده نسبت به اسرائیل تمایل بیشتری داشته باشد می گویند که اکثر مسلمانان از داعش حمایت می کنند. در حالی که، تنها 8 درصد از کسانی که معتقدند ایالات متحده در درگیری اسرائیل و فلسطین نباید طرف هیچکدام را بگیرد، می گویند که اکثر مسلمانان از داعش حمایت می کنند.

به طور قابل توجهی، اکثریت کسانی که می خواهند سیاست ایالات متحده به اسرائیل متمایل باشد (61 درصد) از انجام عملیات زمینی آمریکا علیه داعش حمایت می کنند، در مقابل، تنها 31 درصد از کسانی که معتقدند ایالات متحده در درگیری اسرائیل و فلسطین نباید طرف هیچکدام را بگیرد، از انجام عملیات زمینی آمریکا علیه داعش حمایت می کنند.




طبقه بندی: مطالعات منطقه ای،
برچسب ها: عراق، سوریه، خاورمیانه،

تاریخ : سه شنبه 7 بهمن 1393 | 09:10 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

نویسنده: فینتان اوتول، مقاله نویس ایرلندی، 13 ژانویه 2015

منبع: ایریش تایمز (http://www.irishtimes.com)

مترجم: شقایق حیدری


عربستان سعودی به ظاهر از تخریب چهره حضرت محمد (ص) نگران است، اما در این کشور در سال های اولیه اسلام، مقبره بسیاری از بزرگان جهان اسلام، از جمله نزدیک ترین خویشاوندان پیامبر به طور نظام مند تخریب شده است.

درست است که توهین به چهره پیامبر اسلام مسلمانان را تحریک کرده و خشم آنها را برانگیخته است؛ اما، حاکمان عربستان سعودی، آل سعود، سال ها از ایدئولوژی افراط گرایی حمایت کرده اند که این ایدئولوژی موجب گسترش تروریسم اسلامی در دنیای امروز شده است.

در واقع، در همه لفاظی های رسمی درباره حادثه دفتر هفته نامه «شارلی ابدو» باید از ذکر دو واژه اجتناب کرد: عربستان سعودی. خاندان سعود حکومت استبدادی شرورانه ای دارد که درحالیکه تروریست های حادثه «شارلی ابدو» درصدد اقدامات نهایی شان برای اِعمال سانسور بودند، با بی رحمی در حال شلاق زدن «رائف بداوی» وبلاگ نویس عربستانی، به علت انتقاد از دولت و اعتراض مسالمت آمیز بود.

عربستان سعودی حدود 100 میلیارد دلار در دهه های اخیر برای گسترش ایدئولوژی های افراطی، ترکیبی از وهابیت و سلفی گری، هزینه کرده است و این ایدئولوژی افراطی را اسلام ناب معرفی کرده است.

وهابیت در قرن 18 و سلفی گری در قرن 19 متولد شدند و اینها اسلام واقعی نیستند؛ در واقع سلفی ها و وهابی ها تنها 3 درصد از مسلمانان را تشکیل می دهند. یکی از جنبه های عجیب و غریب این ایدئولوژی این است که بیش از هر چیز به مقدسات مسلمانان توهین می کند. بی شک چاپ کاریکاتور پیامبر اسلام در شارلی ابدو کمتر از اقدامات وهابیون منتسب به عربستان سعودی توهین آمیز است.

وهابیونی که مقبره ها را تخریب می کنند، تهدید به تخریب مقبره پیامبر به عنوان یک وظیفه مذهبی کرده اند- درست همانطور که مقبره قدیسان را در آفریقا و خاورمیانه تخریب کرده اند.

در 20 سال گذشته، عربستان سعودی صدها مکان مقدس در مکه را برای ساخت و ساز هتل و مراکز خرید در اطراف مسجد جامع نابود کرده اند. بسیاری از اینها به خاطر پول بوده است. البته، فرقه وهابی زیارت مقبره های مقدس را بدعت در دین می داند.

وهابی ها ده ها مقبره مقدس در مکه و مدینه را در سال 1806 تخریب کرده و حتی اقدام به مسطح سازی آرامگاه پیامبر نیز کردند. با دیگر شهرهای عربستان نیز در سال 1925 چنین کردند. حتی در سال گذشته، یک روحانی ارشد عربستان یک برنامه ریزی دقیق برای برچیدن آرامگاه پیامبر ارائه داد. پیروان این ایدئولوژی برای از بین بردن اماکن و مقبره های مقدس اسلامی در پاکستان، لیبی، عراق، سوریه و جاهای دیگر نیز اقداماتی انجام داده اند.

البته، بسیاری از مسلمانان جهان از این موضوع خشمگین بوده اند. یک تحقیق گسترده در سال 2012 از میان مسلمانان در غرب اروپا، غرب آفریقا و مالزی حاکی از آن بود که 75 درصد از پاسخ دهندگان معتقد بودند زیارت قبور بزرگان اسلام ضروری و مطلوب است. برای بسیاری از مسلمانان اقدامات عربستان با چاپ یک کاریکاتور توهین آمیز در یک کشور سکولار اروپایی تفاوت زیادی ندارد. اما، عربستان سعودی با پول همه چیز را می خرد. بنابراین، انتشار کاریکاتور پیامبر در یک مجله اروپایی سزاوار مرگ است، اما تخریب آرامگاه پیامبر یک وظیفه دینی است. این یک ریاکاری بزرگ است که غرب با حمایت خود از عربستان سعودی به آن دامن زده است. رفتار عربستان سعودی با زنان کمتر از تبعیض نژادی در افریقا نیست. حقوق بشر در عربستان معنایی ندارد. اما، عربستان سعودی به ما نفت ارزان قیمت می دهد و ما باید سکوت کنیم.

مطمئناً همه ما دستور العمل را می دانیم: باید از سعودی ها به عنوان حامیان فرانسه و اروپایی ها و دیگر دولت های «دموکراتیک» در جنگ با تروریسم سخن گفت و نباید یک کلمه هم درباره پادشاهی سعودی به عنوان یک رژیم وهابی- سعودی سخنی به زبان آورد. هرچه باشد وهابی ها خودشان را وهابی نمی نامند بلکه خود را مسلمانان «واقعی» می دانند، مانند سعودیها.




طبقه بندی: مطالعات منطقه ای،
برچسب ها: عربستان، تروریسم،

تاریخ : جمعه 3 بهمن 1393 | 04:37 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات

نویسندگان: زاک بیوشامپ، مکس فیشر و دیلان متیوز

8 آگوست 2014

مترجم: شقایق حیدری

منبع: http://www.vox.com/a/maps-explain-crisis-iraq

(برای دریافت نقشه ها به آدرس بالا مراجعه کنید)

بحران کنونی عراق در اوایل ماه ژوئن آغاز شد، زمانی که گروه افراطی دولت اسلامی عراق و شام (داعش)، که پیش از آن بخش هایی از سوریه را در کنترل خود داشت، نقاط بسیاری در شمال عراق، از جمله شهرستان بزرگ موصل را به تصرف خود درآورد. این درگیری ریشه در تاریخ پیچیده عراق، اختلافات مذهبی و قومی این کشور، و البته در جنگ عراق دارد که با تهاجم سال 2003 به رهبری ایالات متحده آغاز شد. 27 نقشه ای که در ادامه خواهید دید، بحران امروز عراق و عوامل دخیل در آن را به تصویر می کشند.

جمعیت:

(1) شکاف جمعیتی عراق

شکاف جمعیتی سه گانه در عراق بحران کنونی این کشور را موجب نشده، اما بخش بزرگی از آن محسوب می شود. هر سه این گروه ها دارای اهمیت زیادی هستند. مهمترین آنها شیعیان عراق هستند، که اکثریت این کشور را تشکیل داده و عمدتاً در جنوب عراق زندگی می کنند. در شمال و غرب عراق، اعراب سنی قرار دارند. بغداد دارای جمعیتی مخلوط از سنی و شیعه است. و در دور دست در شمال عراق کردها زندگی می کنند، که مذهبشان سنی است، اما قومیتشان آنها را از سایر اهل سنت عراق جدا می کند. دولت عراق تحت سلطه اکثریت شیعه است و اعراب سنی را محروم کرده است. گروه های افراطی که قسمت های زیادی از این کشور را تسخیر کرده اند، عرب سنی هستند. در عین حال، کردها، که به شدت در حکومت صدام حسین تحت رنج و ستم بودند، از بحران اخیر سوء استفاده کرده و خودمختاری بیشتری به دست آوردند.

(2) موازنه شیعه- سنی در خاورمیانه

فهم ژئوپلیتیک سنی ها و شیعیان در منطقه و نقش آن در بحران عراق و نحوه واکنش همسایگان این کشور به این مسئله حیاتی است. به نواری در نقشه توجه کنید که به مناطقی با اکثریت سنی در شمال عراق و شرق سوریه اشاره دارد، دو کشوری که دولت های آنها تحت سلطه رهبری شیعه هستند. بسیاری از این مناطق که با رنگ خاکستری نشان داده شده اند اکنون تحت کنترل داعش هستند. در حالی که هیچ کس در خاورمیانه از تصرفات داعش خوشحال نیست، این بحران باعث شده دولت های شیعه سوریه، عراق و ایران بهانه ای پیدا کرده و با زور و اجبار با سنی ها رفتار کنند. این مسئله منجر به تنش هایی بین قدرت های سنی و شیعه منطقه شده، و این قدرت ها هر کدام از یکی از طرف های درگیر در سوریه حمایت کرده و باعث شده اند که جنگ داخلی در سوریه تشدید شود.

(3) منطقه کردی در عراق و فراتر از آن

کردها - که اقلیت های گسترده تحت ستم در عراق، سوریه، ترکیه، و ایران هستند - برای بیش از یک قرن است که برای داشتن کشوری مستقل مبارزه می کنند. آنها در عراق، از زمان جنگ سال 2003، به این خواسته خود نزدیک شدند و جامعه بین المللی برای اعطای استقلال به آنها فشار بی سابقه ای وارد کرد. از زمانی که بحران اخیر آغاز شد، آنها حتی عملاً استقلال بیشتری نیز به دست آوردند، و به تازگی کنترل منطقه ای نفت خیز در اطراف کرکوک، که بخشی از آن عرب نشین و بخشی کردنشین است، را به دست گرفته اند. مشکل بزرگ برای کردها این است که همه همسایگان عراق می خواهند از تشکیل یک دولت کرد عراقی مستقل جلوگیری کنند، چرا که آنها از جمعیت کرد خود در هراس هستند، آنها نیز ممکن است با دولت های خود برای پیوستن به دولت کرد مستقل وارد مبارزه شوند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالعات منطقه ای، روابط بین الملل،
برچسب ها: عراق، سوریه، داعش، خاورمیانه،

تاریخ : یکشنبه 28 دی 1393 | 06:25 ب.ظ | نویسنده : شقایق حیدری | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4